وسط قشنگی و قحطی آب
گفت لبیک به شه طفل رباب
بند قنداق درید ونالید
ای پدراصغر خودرادریاب
غیرتم می کشد ای شاه عرب
که شدی بی سپه و بی اصحاب
من نمردم که به تو می خندند
مانده درخیمه ی تو یک در ناب
یک سه شعبه زتو کم خواهم کرد
می شوم من سپر تو به شتاب
من زگهواره دگر خسته شدم
می روم برروی دست تو به خواب
می روم تاکه نبینم مادر
دراسیری برود بزم شراب
پرچم تشنگی خیمه منم
بابا حاجات منم طفل رباب
جواد حیدری
* اشعار
دیدنت در همه ی راه معما شده است
تو کجا نیزه کجا وای چه با ما شده است
دیدنت سخت ولی سخت تر از آن این است
بازهم حرمله سرگرم تماشا شده است
باورم نیست که بالای سرم می خندی
دل من سوخته ترازدل لیلا شده است
ساربانی که نگین پدرت را دارد
چند روزی است دراین قافله پیدا شده است
حجم تیری که علمدار زمین گیرش شد
باورم نیست که درحنجره ات جاشده است
کاش آرام روز قافله تا خواب روی
بعد من نوبت لالایی زهرا شده است
کاش آرام رود تا که نیفتی از نی
ولی افسوس سر راس تو دعوا شده است
نیزه داری که تورا می برد این را می گفت
بازهم زخم گلو ی پسرت وا شده است
حسن لطفی
* اشعار
وقتش نبود، زود بهارت خزان گرفت
اصلا چه بی مقدمه و ناگهان گرفت
حتی ملک به آنچه که شد مات و خیره ماند
وقتی خدا وفای تورا امتحان گرفت
نائی نمانده بود به اعضای کوچکت
یابود تیر مانده ی تاب وتوان گرفت
می خواستی که خون نشود قلب مادرت
اما نشد وتشنگی از توامان گرفت
باتیر راه گریه که سد شد رباب گفت
"طفل عزیزم آب مگر خوردجان گرفت؟"
عشقی شگفت بین تو با او وجود داشت
تا پاره شد گلوت دل آسمان گرفت
علی اصغر ذاکری
* اشعار
با گذر زمان، اين نكته به روشني معلوم شد كه امام حسين(عليه السلام) و يارانش، مردان «پيروزِ» كربلا بودند. در كربلا، گرچه آنان، جان باختند; اما اسلام را حياتي دوباره بخشيدند، رسمِ ستم ستيزي را به جهانيان آموختند، و خود نيز به فيض بزرگ شهادت دست يافتند. همچنين، آنان براي هميشه تاريخ، در نگاه دين مداران و عدالت خواهان جايگاهي شكوهمند يافتند و محبوبِ دلهاي مؤمنان شدند.
با اين حال، قيام پيروزمندانه امام حسين(عليه السلام)در عاشوراي سال 61 هجري، با نثار خونهاي پاك عزيزان، بي قراريهاي كودكان، بي پناهيهاي بانوان، و يا صحنه هايي آكنده از «مصيبت» و «مظلوميت» رقم خورد. بر اين اساس، يادآوري اخبار آن قيام خونين، همواره عواطف انسانها ـ مسلمان و نامسلمان ـ را به تأثر واداشته،2 و در طول تاريخ به برپايي عزاداري ـ با شكلهاي گوناگون ـ انجاميده است. از اين رهگذر، پس از گذشت چهارده قرن و اندي، همچنان درس هاو پيامهاي آن قيام تازه و زنده مانده است.
اين همه در حالي است كه از ديرباز تاكنون، همواره مخالفاني نيز وجود داشته اند كه عزاداري براي امام حسين(عليه السلام) را انكار كرده و يا درباره آن شبهه و ترديد روا داشته اند. ايشان، گاهي كوشيده اند تا مشروعيتِ عزاداري براي امام حسين(عليه السلام) را نفي كنند3 و گاهي نيز كاركردهاي اجتماعي آن را زير سؤال برده اند.
امروزه، عزاداري براي امام حسين(عليه السلام) بيشتر با شكل اخير از ترديد و انكار، و با اين گونه شبهات مواجه است: چرا بايد براي حادثه اي كه قرنها از وقوع آن گذشته، عزاداري و گريه كنيم; سياه پوش كردن كوچه و بازار و محافل و بر سر و سينه زدن تا كي؟ آيا نمي شود ياد حادثه عاشورا را با شيوههاي نو همانند برگزاري همايش و كنفرانس مطبوعاتي و... گرامي داشت؟4 همچنين، گاهي اين چنين، پرسش مي شود: اگر امام حسين(عليه السلام) با حركت خود در روز عاشورا، پيروز و برنده واقعي ميدان بود، چرا شيعيان و محبّان آن حضرت به جاي جشن و سرور، گريه و عزاداري مي كنند؟5
روي هم رفته، پرسشها و شبهات ياد شده را مي توان در دو سؤال اساسي زير خلاصه كرد:
1. عزاداري براي امام حسين(عليه السلام) چيست؟ (سؤال از چيستي);
2. عزاداري براي امام حسين(عليه السلام) چرا برپا مي شود؟ (سؤال از چرايي).
در اين نوشتار، افزون بر پاسخ گويي به دو سؤال مزبور، با توجه به اينكه عزاداري در اساس، بر پايه گريه كردن استوار بوده، و با توجه به اينكه در روايات، پاداش عظيمي براي گريه بر امام حسين(عليه السلام) بيان شده است، به پرسش زير نيز پاسخ گفته مي شود:
3. گريه بر امام حسين(عليه السلام) چيست و بر چه گونه هايي است؟ و در اساس، چرا بر امام حسين(عليه السلام) مي گريند؟ (سؤال از چيستي و چرايي).
در ادامه اين قسمت از نوشتار، سؤالات ياد شده در سه بخش پاسخ داده مي شود:
1. چيستي عزاداري براي امام حسين(عليه السلام)
«عَزا» در لغت، به معناي «صبر و شكيبايي كردن بر هر چيزي كه انسان از دست مي دهد»،6 و نيز به معناي «خوب صبر كردن»، «صبر كردن در مصيبت» و «سوگ و مصيبت» است.7 در عربي، «عَزّيْتُ فلاناً» يعني او را دلداري و تسلّي دادم، و «اَحْسَنَ اللّهُ عَزاك» يعني خداوند تو را صبر نيك دهد.8
بر اين اساس، «عزاداري» مراسمي است كه براي آرامش بخشيدن به فرد يا افراد داغ ديده برگزار مي شود. براي اين منظور، روشهاي متعددي كاربرد دارد; مانند: هم دردي كردنِ زباني با فرد داغ ديده، گريه كردن همراه با فرد داغ ديده، شنيدن غم و غصههاي فرد داغ ديده، يادآوري داغهاي ديگران به ويژه داغهاي بزرگان ديني و تاريخي و... . در جوامع مختلف، عزاداري معمولا در قالب مراسم جمعي، در چند مرحله زماني (سوم، هفتم، چهلم و...) و با آدابي مخصوص برگزار مي شود، و روي هم رفته، تأثير بسيار شگرفي در آرامش بخشيدن به افراد داغ ديده دارد.9
افزون بر مراسم عزاداري، دو عامل «گذشت زمان» و «فراموشي» به ياري فرد داغ ديده مي آيد و اندك اندك او را از هيجانهاي ناشي از غم ديدگي مي رهاند.10 در اين حال، معمولا مراسم عزاداري نيز متوقف مي شود، و در نهايت، براي بزرگداشت و ياد بود، مراسمي برپا مي شود; البته روشن است كه نقش مراسم يادبود در آرامش بخشيدن به بازماندگان بسيار اندك، و نقش آن در زنده نگاه داشتنِ نام و ياد فرد در گذشته بسيار فراوان است. از اين رو، برگزاري مراسم بزرگداشت و يادبود براي بزرگان ديني، ملّي و دانشمندان، حتي پس از گذشت زمان دراز از فقدان آن ها، كاري بسيار رايج است.
در وهله نخست، به نظر مي رسد كه برپايي مراسم عزاداري براي امام حسين(عليه السلام)از نوع اخير است; اما در واقع، شخصيت امام حسين(عليه السلام)چندان عظيم، و حوادث قيام او چنان مصيبت بار است كه عزاداري وي به هيچ وجه با مراسم معمول در ياد بود و بزرگداشت افراد كه غالباً خشك و بي هيجان است، همانندي ندارد. پس از گذشت چهارده قرن و اندي از حادثه عاشورا، شركت كنندگان در عزاداري امام حسين(عليه السلام)در واقع، خويشتن را مصيبت زده و داغدارِ آن حادثه بزرگ مي يابند و با شركت در اين مراسم عملا به يكديگر، و نيز به صاحبان اصلي مصيبت (اهل بيت(عليهم السلام)) تسلّي مي دهند.11 گواه بر اين سخن، آن است كه عزادارانِ امام حسين(عليه السلام)، به يادِ مصائب و مظلوميت آن حضرت گريه و شيون سر مي دهند و حتي بي تاب مي شوند; البته اين حالات ريشه در پيوند عميق عاطفي با امام حسين(عليه السلام) و اهل بيت(عليهم السلام)دارد كه در اين باره، در ادامه نوشتار به تفصيل سخن به ميان خواهد آمد.
ناگفته پيداست كه برپايي عزاداري امام حسين(عليه السلام) افزون بر تسلّي بخشيدن به شركت كنندگان در آن مراسم، به طور كاملا طبيعي، سبب مي شود تا نام و ياد امام حسين(عليه السلام) و حماسه عظيم او همواره زنده و تازه نگاه داشته شود; به ويژه آنكه عزاداري بر امام حسين(عليه السلام)در قالب يكي از مردمي ترين رسمهاي اجتماعي ميان مسلمانان انجام مي شود و همگان در هر سنّ و از هر صنف ـ زن و مرد، پير و جوان و خردسال، و... ـ با حضور در آن، پيامها و درسهاي حماسه حسيني را با عمق جان دريافت مي كنند.
2. چرايي عزاداري براي امام حسين(عليه السلام)
عزاداران امام حسين(عليه السلام) با حضور در مراسم عزاداري آن حضرت، در واقع، خويشتن را مصيبت زده و داغ دارِ حادثه خونين عاشورا مي يابند; گريه و شيون سر مي دهند و بي تاب مي شوند. بر اين اساس، در اين قسمت از نوشتار، ابتدا بايد بر اين سخن اذعان كرد كه عزاداري امام حسين(عليه السلام)، گرچه به گونه اي است كه شركت كنندگان در آن، غمبار و گريان مي شوند، اما با وجود اين، آن مراسم تأثيرات رواني بسيار مطلوبي بر روي ايشان بر جاي مي گذارد. بي گمان، شركت كنندگان در عزاداري امام حسين(عليه السلام)آرامشي ويژه و لذتي خاص را احساس مي كنند، و اگر غمي بر چهره آنان مي نشيند، غمي متفاوت با غم و غصههاي زندگي روزمره است; غم معنويت، غم آخرت و غم مظلوميت است. غمي است كه منشأ حركت است، و كنشوري اجتماعي افراد را افزايش مي دهد نه كاهش، و عامل نابهنجار در زندگي افراد نمي شود، بلكه در مواردي نقش درماني ايفا مي كند، و به زندگي نشاط مي بخشد.12 از اين رو، كساني كه حضور در مجالس عزاداري امام حسين(عليه السلام) را تجربه كرده اند، هرگز از تكرار و استمرار آن دلزده نمي شوند; در حالي كه بي گمان، در هيچ مجلس ياد بود و بزرگداشت ديگري، وضع بدين گونه نيست.
حال، بايد ديد كه چرا عزاداران حسيني، به شكل خود خواسته، به مجالس سوگواري امام حسين(عليه السلام) پا مي گذارند، جامه سياه بر تن مي كنند، بر سر و سينه مي زنند، اشك مي ريزند و...؟ بي گمان، پاسخ به اين پرسش، خود مي تواند بيانگر «چرايي عزاداري براي امام حسين(عليه السلام)» باشد.
اساسِ پاسخ را بايد در مهر و محبّتِ به امام حسين(عليه السلام)جستوجو كرد كه تا «ژرفاي احساسات و عواطفِ» عزاداران راه يافته،13 و ايشان را چنان شيفته و شيدا كرده است كه ناآشنايان طعنه گو، از حالت آنان به «جنون» تعبير مي كنند. آري، عزاداران امام حسين(عليه السلام) بر اساس «پيوند عميق عاطفي»، هر ساله مراسم عزاي حسيني را با شكوه تر از قبل برگزار مي كنند، و اين همه، تجلّي اين فرموده رسول خدا(صلي الله عليه وآله)است: «إن لقتل الحسين حرارة في قلوب المؤمنين لاتبرد ابداً»14; براي شهادت امام حسين(عليه السلام)در دلهاي مؤمنان حرارتي است كه هرگز سرد و خاموش نمي شود.
بر اين اساس، مهر، عشق و عاطفه، مهم ترين پشتوانه براي برپايي مراسم عزاداري امام حسين(عليه السلام) بوده است. با وجود اين، كاركرد آن مراسم، هرگز به جنبه عاطفي محدود نبوده است. در طول تاريخ، برگزاري عزاداري براي امام حسين(عليه السلام)فرصتي مناسب به دست مي داده است تا مرثيه سرايان و خطيبان، همگان را با شخصيت و نهضت امام حسين(عليه السلام)، و نيز با معارف اسلامي آشنا كنند. بر اين اساس، عزاداري امام حسين(عليه السلام)آثار، فوايد و كاركردهاي بسيار مهمي در ابعاد فرهنگي، اجتماعي و سياسي داشته است. بي گمان، شناخت اين كاركردها و آثار سبب مي شود تا ما نسبت به «چرايي عزاداري براي امام حسين(عليه السلام)» آگاهي ژرف تري پيدا كنيم. از اين رو، در اينجا، مهم ترين كاركردها و آثار عزاداري امام حسين(عليه السلام)، به اجمال شناسايي مي شود:
الف. زنده نگاه داشتن نهضت عاشورا
عزاداري براي امام حسين(عليه السلام) در مهم ترين كاركرد خود، سبب شده است تا ياد، نام و پيامهاي نهضت عاشورا زنده و جاويد بماند، و آموزههاي آن به همه بشريت انتقال يابد. از اين طريق، همه انسانها ـ مسلمان و نامسلمان ـ در طول تاريخ، با آموزه هايي همچون: ستم ستيزي، آزادگي، شهادت طلبي، ايثار و حقيقت جويي آشنا شده اند. در اين باره، اين سخن از يك نويسنده غربي بسيار جالب توجه است: «اگر مورخان ما حقيقت اين روز (عاشورا) را مي دانستند و درك مي كردند كه عاشورا چه روزي است، اين عزاداري را مجنونانه نمي پنداشتند; زيرا پيروان حسيني به واسطه عزاداري حسيني مي دانند كه پستي و زير دستي و استعمار و استثمار را نبايد قبول كرد; زيرا شعار پيشرو و آقاي آنها ندادنِ تن به زير بار ظلم و ستم بود.»15
ب. معرفي الگوهاي راستين و ايجاد پيوند عميق عاطفي با آنان
عزاداران حسيني، با شركت در مراسم عزاي امام حسين(عليه السلام)و ياران با وفايش، با شخصيت و عظمت روحي آنان آشنا مي شوند، و آنان را انسانهاي كاملي مي يابند كه واجد صفات پسنديده صبر، وفا، استقامت، و از خود گذشتگي اند، و هر يك، الگو و اُسوه نيكي هايند. مهم تر اينكه عزاداران به ياد مظلوميت و مصيبت ايشان به سوگ مي نشينند، مي گريند، و بر سر و سينه مي زنند، و از اين طريق، شناخت خود را نسبت به آنان با پيوندي عاطفي، استحكام مي بخشند.
از آن سو، عزاداران با دشمنان امام حسين(عليه السلام)، يزيد و يزيديان، نيز آشنا مي شوند، و نسبت به آنان عميقاً نفرت پيدا مي كنند. بر اين اساس، عزاداري امام حسين(عليه السلام)، در عمل، به تحقّقِ «تولّي» و «تبرّي» مي انجامد، و فرصتي مي شود تا عزاداران در خطاب به مقتداي خود، اعلام كنند: «انّي سلمٌ لِمن سالمكم و حربٌ لِمن حاربكم و ولي لِمن والاكم و عدوٌّ لِمن عاداكم»16; من، با كساني كه با شما در آشتي و صلح باشند، آشتي اَم ; و با كساني كه با شما در ستيز و جنگ باشند، در ستيزم; و با كساني كه شما را دوست بدارند، دوستمَ; و با كساني كه شما را دشمن بدارند، دشمَنم.
ج. تعليم معارف ديني
مجالس عزاداري امام حسين(عليه السلام)فرصتي بسيار ارزشمند به دست مي دهد تا واعظان و خطيبان عالم، به بيان احكام و مباحث شرعي، اخلاقي و اعتقادي بپردازند و عزاداران حسيني را با معارف ديني آشنا كنند. بر اين اساس، همان گونه كه در محرم سال 61 هجري، امام حسين(عليه السلام)براي احياي دين قيام كرد، مراسم عزاداري او نيز در طول تاريخ، بستري شد براي احياي دين و ترويج معارف آن.
د. ايجاد معنويّت در جامعه
چنان كه پيش تر نيز گذشت، شركت در عزاداري امام حسين(عليه السلام)، آرامش و لذت خاصي به عزاداران مي بخشد. در واقع، اين آرامش ناشي از فضاي ويژه اي است كه در مجالس عزاي حسيني به وجود مي آيد. در اين مجالس، سخن از ديانت، حقيقت و مظلوميت، با اشك و سوز همراه مي شود و جانهاي خسته از زندگيهاي روزمره را دگرگون مي كند. در نتيجه، عزاداران احساس پاكي، سبكباري، لطافت و معنويت مي كنند كه اين حالات خود مي تواند بيانگر نوعي از تزكيه و پالايش روحي باشد كه با شركت در مجالس عزاي حسيني به دست مي آيد; البته سزاوار است كه عزاداران در خارج از مجالس عزا نيز مراقب اعمال خود باشند تا رشد معنوي آنان افول نيابد.
در اينجا، همچنان بايد تأكيد كرد كه موارد ياد شده در بالا، تنها برخي از مهم ترين كاركردها و آثار عزاداري امام حسين(عليه السلام)است.17 اهميت موارد ياد شده بر همگان روشن است، و بي شك، مي توان ريشه ترديدها و انكارهايي را كه نسبت به برپايي عزاداري براي امام حسين(عليه السلام) انجام مي شود، در خصومت با همين آثار و كاركردها يافت. در اين باره، امام خميني(قدس سره) هشدار داده و مي فرمايد: «... آن روضههاي سنّتي و آن مصيبتها را زنده نگاه داريد كه بركاتي كه به ما مي رسد از آن هاست، اين بركات از كربلاست. كربلا و نام مبارك سيدالشهدا را زنده نگه داريد كه با زنده بودن او اسلام زنده نگه داشته مي شود.»18 همچنين، مي فرمايد: «روضه سيدالشهدا براي حفظ مكتب سيدالشهدا است. آن كساني كه مي گويند روضه سيدالشهدا را نخوانيد، اصلا نمي فهمند مكتب سيدالشهدا چه بوده و نمي دانند يعني چه. اين گريهها و اين روضه ها، اين مكتب را حفظ كرده است...»19
3. گريه بر امام حسين(عليه السلام)(چيستي و چرايي)
روايات نقل شده از معصومان(عليهم السلام) بيانگر آن است كه آنان، خود به ياد مصائب و مظلوميت امام حسين(عليه السلام) مي گريستند و نيز از اصحابشان مي خواستند كه اين گونه رفتار كنند، و به منظور تشويق آنان، پاداش عظيمِ گريه بر حسين(عليه السلام) را بيان مي كردند. بي گمان، همين رهنمودهاي معصومان(عليهم السلام)، منشأ اصلي براي برپايي عزاداري امام حسين(عليه السلام) بوده، نيز در تداوم و بقاي آن، و تبديل شدنِ آن به شكل يك رسم و سنّت اجتماعي، نقش محوري داشته است.
حال در اينجا، بايد ديد كه گريه بر امام حسين(عليه السلام) چيست و بر چه گونه هايي است؟ و در اساس، چرا بر حسين(عليه السلام)مي گريند؟
براي پاسخ گويي به اين پرسش ها، نخست بايد بررسي كرد كه به طور كلي، گريه كردن چگونه رفتاري است و چه انواعي دارد؟
در اين باره، بايد گفت كه گريستن ـ همچون خنديدن ـ يك رفتار هيجاني مخصوص به انسان هاست. هر انساني، كما بيش، مواردي از گريه كردنِ خود را تجربه كرده و يا گريستن ديگران را ديده است، و به وضوح دريافته است كه گريه ـ مانند خنده ـ برآمده از شديدترين حالات احساسي انسان است.20همچنين، تجربه نشان مي دهد كه ابراز ناراحتي به وسيله گريه ـ يا ابراز شادي به وسيله خنده ـ از نشانههاي تعادل روحي انسان است. به گونه اي كه اگر فردي نگريد ـ يا نخندد ـ مي توان روان او را نامتعادل توصيف كرد. انسان هايي كه با گريه و خنده، غمها و شاديهاي خود را بروز مي دهند، از سلامت جسمي و روحي بيشتري و از نشاط و تحرك بهتري، در صحنه زندگي برخوردارند. از اين رو، مشاهده مظلوميت و مصائب كساني كه مورد علاقه انسان هستند، نيز تجسم و يادآوري آنها ـ كه در مورد امام حسين(عليه السلام) و يارانش چنين است ـ عواطف انسان هايي را كه فطرتي پاك دارند، تحت تأثير قرار مي دهد، و سبب مي شود تا بر آن مظلوميّت و مصائب بگريند.21
بر اين اساس، گريه كردن يكي از رفتارهاي عادي و طبيعي آدمي است. گريه، داراي يك ظاهر است و يك باطن. ظاهر آن يك امر فيزيولوژيك است. تأثيرات رواني، از طريق محركهاي بيروني يا دروني مثل تفكر، وارد چرخه فيزيولوژي مغز و اعصاب مي شود، در نتيجه، بخش خاصي از مغز تحريك مي گردد، و به غدد اشكي چشم فرمان فعاليت مي هد و در نهايت، قطرات اشك جاري مي شود كه ما آن را گريه مي ناميم. باطن گريه همان تأثيرات دروني و عاطفي است كه به سبب عوامل مختلف، در فرد بروز مي يابد. بر اين اساس، «گريه» انواع گوناگوني دارد كه در اين جا، مهم ترين آن ها، به اجمال شناسايي مي شود:22
الف. گريه ناشي از علاقه طبيعي انسان به خود و متعلقات خود
اين نوع از گريه، يا ريشه در دردمندي جسمي دارد كه بيشتر در افراد كم سنّ و سال بروز مي يابد، و يا برخاسته از غم و اندوهي است كه در مواجهه با حوادث ناگوار، فضاي دروني انسان را فرا مي گيرد; حوادثي همچون: فقدان بستگان و آشنايان، از دست دادن شيء يا فرصت مورد علاقه، عدم دست يابي به موفقيتي مهم، عدم دست يابي به پيروزي در مسابقات ورزشي و... . در چنين حالتي، به اصطلاح عاميانه، عقدهها گشوده، و اشك از چشم جاري مي شود. در اصطلاح روان شناسان، گريه در اين حالت، سببِ «تخليه رواني ـ هيجاني» مي شود، و در نتيجه، فرد تا حدود زيادي آرامش پيدا مي كند.23
در داغ از دست دادن عزيزان، اين نوع از گريه در افراد بازمانده بروز مي يابد، و ناشي از احساس فراق و جدا شدن از آن عزيز درگذشته است. چنين گريه اي، معمولا براي همه افراد، در سنين، جوامع و جايگاههاي مختلف پيش مي آيد، چنان كه درباره شخص رسول اكرم(صلي الله عليه وآله) نيز گزارش شده است. حضرت در داغ وفات فرزندش ابراهيم (سال 9 هجري)، چنان گريستند كه اشك بر محاسن مباركش جاري شد، و در برابر آنان كه كوشيدند وي را از اين كار منع كنند، فرمودند: «... اين اشك، از روي رحمت و رأفت است و هر كس رحم نكند، مورد رحمت قرار نمي گيرد»،24 و بنا به گزارشي، چنين فرمودند: «چشم مي گِريد، و قلب اندوهناك مي شود، اما ما سخني نمي گوييم كه ]ناسپاسي باشد و [پروردگار را به خشم آورد.»25 در سوگ درگذشت رقيه دختر پيامبر(صلي الله عليه وآله)(سال 2 هجري)، عمربن الخطاب كوشيد تا زنان را از گريستن باز دارد، اما رسول خدا(صلي الله عليه وآله) مانع او شد، و فرمود: «... هر چه از چشم و قلب باشد ]يعني اشك و اندوه[، از روي رحمت و رأفت است، و هر چه از زبان و دست باشد ]كارهايي مانند: ناسپاسي كردن، گريبان دريدن، به خود لطمه زدن و...[ از شيطان است.»26 همچنين رسول اكرم(صلي الله عليه وآله)، در شهادت عموي گرامي اش حمزه (سال 3 هجري)، با بيانِ اين سخن كه «عمويم حمزه گريه كننده ندارد»، ديگران را به گريستن بر حمزه واداشت،27 و نيز خود براي او بسيار گريه كرد،28 چنان كه حضرت ـ در موارد مختلف ـ در داغ بستگان و ياران ديگر خويش اشك ريخت،29 وروي هم رفته،اين گونه رفتارهاي پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله)سبب شد تا گريستن براي درگذشتگان، در جايگاه يك رسم اجتماعي «تأييد شده از سوي شرع» در ميان مسلمانان رواج يابد. در اينجا، بايد از نوع ديگري از گريه ياد كرد كه حالتي ويژه دارد. برخلاف موارد ديگر كه بر اثر غم و اندوه بروز مي يابد، ويژگي اين نوع خاص در اين است كه در حالت شادماني شديد پيش مي آيد، و معمولا «گريه شوق» ناميده مي شود. اين گريه در مواردي است كه انسان، پس از گذرانِ دوره اي از فراق، جدايي و نااميد شدن در دست يابي به شيء، نعمت يا يكي از عزيزانِ خود، به آن خواسته نايافته مي رسد، پس در اين هنگام، از شدت شوق و هيجان، بي اختيار مي گريد. چنين گريه اي، از جلوههاي زيبايي احساس و دلدادگي روحي انسان است.30 چنان كه در تاريخ صدر اسلام (سال 7 هجري پس از فتح خيبر)، هنگامي كه جعفربن ابي طالب پس از سالها حضور در حبشه، به مدينه بازگشت و به حضور رسول اكرم(صلي الله عليه وآله)رسيد، پيامبر(صلي الله عليه وآله)به استقبال او رفت، «و بكي فرحاً برؤيته; و از شوق ديدارش گريست.»31
ب. گريه ناشي از نوع دوستي و مِهرورزي نسبت به ديگران
انسان، به طور طبيعي موجودي نوع دوست و مِهرورز است كه با مشاهده ـ يا آگاه شدن از ـ بروز حوداث ناگوار براي ديگران، متأثر مي شود، و حتي براي آنان مي گِريد. در مواردي همچون: سيل، زلزله، قحطي، و بلاياي طبيعي ديگر كه معمولا به شماري از انسانها آسيب مي رسد و آنان با وضعيتي وخيم مواجه مي شوند، حتي كساني كه خارج از صحنه حوادث اند، با آگاه شدن از آن، بسيار متأثر، و گاهي گريان مي شوند; البته اين حالت، سبب مي شود تا ايشان در ياري رساندن به آسيب ديدگان اقدام كنند; حتي گاهي به روشني ديده مي شود كه ميان ميزان متأثر شدنِ افراد از يك سو، و ميزان ياري رساني آنان به آسيب ديدگان از سوي ديگر، پيوستگي برقرار است.
قسم ديگري از گريه نوع دوستانه، گريه بر «مظلوم» است. انسان ها، از روي رأفت و دلسوزي، با مشاهده ـ يا آگاه شدن از ـ ستمديدگي هم نوعان خود متأثر مي شوند، و حتي براي آنان مي گريند. يك جنبه آشكار از گريه براي حضرت امام حسين(عليه السلام)همين قسم از گريه است كه در اين باره، پس از اين، به تفصيل سخن به ميان مي آيد.
ج. گريه ناشي از عقيده و كمال خواهي
در جهان بيني الهي، كمال انسان در تقرّب و نزديكي جستن به خداست. در اين جهان بيني، آموزههاي خاصي مطرح است كه آن آموزه ها، به گونههاي خاصي از گريه، معنا و مفهوم مي بخشد; مانند اينكه گريه ناشي از «خوف خدا»، زمينه ساز قرب الهي،32 و مايه دست يابي به رحمت خداوند است.33 بر اين اساس، انسانهاي معتقد و مؤمن، در پيشگاه خداوند، خاشعانه به مناجات مي پردازند، خطاها و گناهان خود را به ياد مي آورند، و با سوزِ دل و اشك چشم، از خداوند آمرزش مي جويند.
همچنين در اينجا، نوعي از گريه ناشي از فضيلت طلبي و كمال خواهي34 را نيز مي توان شناسايي كرد كه برخاسته از اعتقاد به كمالات انساني و كوشش براي رسيدن به آن كمالات است. در چنين مسيري، رهپويان، از شمع وجودِ انسانهاي با فضيلت و به كمال رسيده ـ مانند: پيشوايان و بزرگان دين، معلّمان و مربيان اخلاق و... ـ بهره مي برند، و چنانچه شمع وجود ايشان خاموش شود، اندوهي بزرگ آنان را فرا مي گيرد. از اين رو، داغ از دست رفتنِ انسانهاي با كمال و فضيلت، همواره بسيار سنگين است، و همگان ـ و نه فقط بستگانشان ـ براي آنان به سوگواري مي پردازند. در اين باره، اين نمونه تاريخي، جالب توجه است: پس از وفات پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله)، «امّ ايمن»35 گريه مي كرد. عمربن الخطاب از او پرسيد: «چرا گريه مي كني؟ مگر نه اينكه رسول خدا(صلي الله عليه وآله) در پيشگاه خداوند است؟» امّ ايمن پاسخ داد: «گريه من براي از دست دادنِ رسول خدا(صلي الله عليه وآله)نيست، بلكه براي آن است كه با درگذشت او، دست ما از اَخبار آسمان و وحي كوتاه شده است.»36
در اينجا، بايد توجه داشت چنان كه پيشتر نيز گفته شد، انواع سه گانه گريه ياد شده در بالا، بر اساسِ عوامل مختلف گريستن است. بنابراين، گاهي فقط يك، و يا دو مورد از عوامل مزبور تحقق مي يابد، و گاهي ممكن است كه هر سه عامل، به طور يكجا و به شكل متداخل عمل كنند كه در اين حالت، بالطبع بر غم و اندوه سوگواران افزوده مي شود، و گريههاي ايشان شدت مي يابد; چنانچه هر گاه «انساني با فضل و كمال از بستگان و عزيزان، به شكلي مظلومانه» كشته شود، گريه بازماندگانش مي تواند ناشي از هر سه عامل اصلي ياد شده باشد.
حال پس از شناخت انواع اصلي گريه و عوامل هر يك از آن ها، بايد بررسي كرد كه گريه بر امام حسين(عليه السلام)از كدام نوع است؟ در پاسخ، نخست بايد تأكيد كرد كه عزاداري امام حسين(عليه السلام)از ديرباز در بستر وسيع زماني،و پهنههاي مختلف مكاني انجام شده، وطيف وسيعي از گريه كنندگان را در برگرفته است. بر اين اساس، تشخيصِ نوع گريه امام حسين(عليه السلام)، بدون توجه به تفاوت شركت كنندگان در سوگواري و مراحل مختلف آن، امري ناممكن مي نمايد.
بي گمان، گريههاي طولاني بزرگ ترين بازمانده عاشورا، حضرت امام سجاد(عليه السلام) كه از نزديك صحنههاي مصيبت بار كربلا و مظلوميتهاي پدر، برادران، عموها و ديگر عزيزان و همراهان خود را مشاهده كرده بود، گريه هايي بود كاملا متمايز، و ناشي از هر سه عامل: گريه از روي رحمت و رأفت در داغِ عزيزان; گريه بر مظلوميت ها; و گريه بر فقدان انسان هايي در حدّ اعلاي فضل و كمال و پاكي.
پس از آن، در دوران متأخرتر، گريههاي كساني كه با تشويقهاي ائمه اطهار(عليهم السلام)، و با آگاهي از اجر عظيم گريه بر امام حسين(عليه السلام)، اقدام به برپايي مجالس عزا براي آن حضرت مي كردند و به ياد مصائب او مي گريستند، گريه هايي بوده است بر مظلوميت، و ناشي از عقيده.
بر اين اساس، اعتقاد به پاداش فراوان گريه بر امام حسين(عليه السلام)و نيز يادكرد از مصيبتها و مظلوميتهاي آن حضرت، همواره در طول تاريخ، در برپايي عزاداريهاي حسيني تأثيرگذار بوده، و سبب شده است تا احساسات و عواطف عزاداران، با ياد و نام اباعبدالله الحسين(عليه السلام) و ياران با وفايش، پيوندي ناگسستني و عميق بيابد، و پس از قرن ها، براي آنان، همچون عزيزترين نزديكان خود سوگواري كنند، بگريند و بر سر و سينه بزنند.
در اين ميان، «مظلوميتِ» امام حسين(عليه السلام)37 و ديگر شهيدان كربلا، عاملي بسيار مهم در برانگيختن احساسات و هيجانات همه انسانهاي پاك دل بوده، بسياري از افراد غيرشيعه و حتي غيرمسلمان را در زمره سوگواران حسيني در آورده است. «مظلوميتِ» آنان كه در قالب مصيبت هايشان يادآوري مي شده، براي دل و جان عزاداران «سوز»، و براي چشم آنان، «اشك» را به ارمغان مي آورده است; البته عشق و محبت نسبت به امام حسين(عليه السلام) و يارانش در عمق وجود برخي از عزاداران، چنان نفوذ كرده است كه گاهي، فقط با شنيدن «نامِ» آنان، اشك از چشمانشان جاري مي شود:
آن چنان كز برگ گل، عطر و گلاب آيد برون
تا كه نامت مي برم، از ديده آب آيد برون
رشته الفت بود در بين ما، كز قعر چاه
كِي بدون رشته، آب بي حساب آيد برون؟
تا نسوزد دل، نريزد اشك و خون از ديدهها
آتشي بايد كه خوناب كباب آيد برون
گر نباشد مهر تو، دل را نباشد ارزشي
برگِ بي حاصل شود گل، چون گلاب آيد برون.38
آري، در عزاداري امام حسين(عليه السلام)، آنچه در برون تجلّي مي يابد، «اشكِ چشمِ» عزاداري است، و درون آن، مهر و محبتي است كه خداوند در دلهاي آنان قرار داده است; «اشك، زبانِ دل و شاهد عشق است.»39
آنچه در بالا گذشت، بيانگر چيستي گريه بر امام حسين(عليه السلام)بود، و نيز با شناخت عوامل آن، بخشي از چرايي گريه بر حسين(عليه السلام)را بيان مي كرد; در ادامه، به برخي از آثار و كاركردهاي گريههاي سوگواران حسيني اشاره مي شود تا بدين سان، چرايي آن بيشتر روشن شود، همچنين، آنان كه ناآگاهانه به تشكيك و ترديد درباره مراسم عزاداري اباعبدالله الحسين(عليه السلام)مي پردازند به خطاي خود پي ببرند، نيز آشكار شود كه معاندان، چرا به اين مراسم، بسيار هجوم مي آورند.
برخي از آن آثار و كاركردها، جنبه فردي، و برخي نيز جنبه اجتماعي و سياسي دارد. از نظر فردي، گريههاي عزاداران، از يك سو، آنان را تخليه هيجاني مي كند، به آرامش روحي ـ رواني مي رساند و باعث صفاي باطني مي شود كه در اين باره، پيش تر نيز سخن به ميان آمد. از سوي ديگر حضور عزاداران در مراسم عزاي حسيني، عواطف و شناخت آنان را تقويت مي كند، و نيز سبب مي شود تا آنان بكوشند در رفتار خود، شبيه به آنان باشند كه برايِشان مي گريند; هنگامي كه عزاداران به يادِ وفاداري ابوالفضل العباس(عليه السلام)، يا آزادگي حرّبن يزيد رياحي اشك مي ريزند، ناخود آگاه، خواهند كوشيد تا در حد توان، آزاد مرد و وفادار باشند، و از نامردمي به دور.40
گريه بر امام حسين(عليه السلام)، از نظر سياسي و اجتماعي نيز آثار و كاركردهاي بسيار مهمي دارد; زيرا اين گريهها در جايگاه يك رفتار كاملا احساسي و هيجاني، و در عين حال كاملا آگاهانه، به يادِ بزرگمردي است كه براي احياي دين و اجراي عدالت، خود را در سخت ترين شرايط قرار داد و هر گونه مصيبت و مظلوميت را به تن خريد; بدين سان، اين گريه، شخصيت فرد عزادار را به شخصيت عظيم چنان انسان وارسته اي پيوند مي زند، و اهداف و آرمانهاي او را در عمق جان وي پايدار مي كند.
فرد عزادار با سوگمندي و گريه براي امام حسين(عليه السلام) آشكارا اعلام مي كند كه او وفادار به امام حسين(عليه السلام)، نهضت او، و آرمانهاي او است، و در ميدان عمل نيز وفاداري خود را به اثبات مي رساند; به ياد داريم كه در همين روزگار، در صحنههاي مختلف انقلاب و دفاع مقدس، مردان حسيني در ميدان عمل چه خوش درخشيدند!
گريه و عزاداري براي حسين(عليه السلام)، در واقع، انقلاب و مكتب او را زنده نگاه داشته و پيام امام حسين(عليه السلام)را به همه انسانها انتقال داده است. بر اين اساس، گريه در فرهنگ عاشورا، سلاح هميشه برّاني است كه فريادِ اعتراض بر ستمگران است و پاسدارِ خون شهيدان.41 در اين باره، اين سخنان از حضرت امام خميني(قدس سره)بسيار گوياست: «هر مكتبي، تا پايش سينه زن نباشد، تا پايش گريه كُن نباشد،... حفظ نمي شود»;42 «گريه كردن بر عزاي امام حسين(عليه السلام)، زنده نگه داشتن نهضت، و زنده نگه داشتن همين معنا است كه يك جمعيت كمي در مقابل يك امپراتور بزرگ ايستاد... آنها از همين گريهها مي ترسند، براي اينكه اين گريه اي است كه گريه بر مظلوم است، فرياد مقابل ظالم است.»43
پي نوشت :
1ـ نوشتار حاضر، بخشي از طرح جامع مقتل امام حسين (ع) است كه به وسيله گروه تاريخ مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) در حال تدوين مي باشد.
2ـ ادوارد گيبون (1737ـ1794م) مورخ انگليسي مي گويد: «در طي قرون آينده بشريت، و در سرزمين هاي مختلف، شرح صحنه هاي حزن آور مرگ حسين موجب بيداري قلب خونسردترين قارئين ]و مخاطبان [خواهد شد.» (سيد عبدالكريم هاشمي نژاد، درسي كه حسين(عليه السلام)به انسان ها آموخت، چ سوم، تهران، فراهاني، 1351، ص 448.)
3ـ احمد تقي الدين ابن تيميّه» (661ـ 728ق) و پس از او، فرقه وهابيت عزاداري براي امام حسين(عليه السلام)را بدعت و حرام دانسته اند. (ابن تيميّه الحرّاني الدمشقي الحنبلي، منهاج السّنة النبوية في نقض كلام الشيعة و القدرية، رياض، مكتبة الرياض الحديثة، القاهرة، مكتبة الجمهورية، ج 2، ص 323ـ 326.)
4ـ عبدالحكيم سليمي، فلسفه عزاداري امام حسين(عليه السلام)، اهداف و آثار قيام امام حسين(عليه السلام)، تهران، مركز چاپ و نشر مجمع جهاني اهل بيت(عليهم السلام)با مشاركت نشر شاهد، 1381، ص 229.
5ـ براي آگاهي درباره برخي از اين گونه پرسش ها و شبهات و نيز پاسخ هاي آن ر.ك: محمّدتقي مصباح، آذرخشي ديگر از آسمان كربلا، چ چهارم، قم، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(قدس سره)، 1380، ص 14ـ23.
6ـ ابن منظور، لسان العرب، تصحيح امين محمد عبدالوهاب و محمدالصادق العبيدي، بيروت، داراحياء التراث العربي، 1416، ج 9، ص 195 و 196 (ماده عزا).
7ـ علي اكبر دهخدا، لغت نامه دهخدا، تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1373، چ اول از دوره جديد، ج 10، ص 13984 (ماده عزا).
8ـ ابن منظور، پيشين، ج 9، ص 195و 196 (ماده عزا) / احمدبن محمد بن علي المقري الفيومي، المصباح المنير، قم، مؤسسة دارالهجرة، 1405ق، ص 408 (ماده عَزَوْتُه).
9ـ محمد كاوياني، «روان شناسي عزاداري»، تعاليم اخلاقي و عرفاني امام حسين(عليه السلام)، تهران، مركز چاپ و نشر مجمع جهاني اهل بيت(عليهم السلام) با مشاركت نشر شاهد، 1381، ص 346 و 347.
10ـ همان، ص 347.
11ـ امام محمّدباقر(عليه السلام) در پاسخ به يكي از اصحاب كه پرسيده بود: عزاداران امام حسين(عليه السلام)چگونه به يكديگر تسليت بگويند؟ چنين فرمودند: «يقولون: عظّم اللّه اجورنا بمصابنا بالحسين(عليه السلام)، و جعلنا و اياكم من الطالبين بثاره مع وليّه الامام المهدي من آل محمد(صلي الله عليه وآله)»: (به يكديگر) چنين مي گويند: خداوند پاداش هاي ما را در «مصيبتِ مان» درباره حسين(عليه السلام)عظيم گردانَد، و ما و شما را از زمره كساني قرار دهد كه به خونخواهي او، همراه با ولي خدا، امام، مهدي آل محمد(عليهم السلام)قيام مي كنند. (جعفربن محمد بن قولويه القمي، كامل الزيارات، تحقيق الشيخ الجود القيومي، لجنة التحقيق، مؤسسة نشر الفقاهة، 1417 ق، ص 325و 326.)
12ـ محمد كاوياني، پيشين، ص 350و 351.
13ـ مرتضي مطهري، قيام و انقلاب مهدي (عج) به ضميمه شهيد، چ پنجم، قم، صدرا، 1398ق، ص 122 و 123.
14ـ ميرزا حسين نوري طبرسي، مستدرك الوسائل، چ دوم، قم، مؤسسه آل بيت(عليهم السلام)لإحياءالتراث، 1408 ق، ج 10، ص 318.
15ـ سيد عبدالكريم هاشمي نژاد، پيشين، ص 451.
16ـ عبارتي است از «زيارت امام حسين(عليه السلام) در روز عاشورا» (جعفر بن محمدبن قولويه القمي، كامل الزيارات، ص 330.)
17ـ يكي ديگر از موارد مهم، نقش عزاداري امام حسين(عليه السلام) در ترويج مذهب تشيّع است. اثر ژوزف، خاورشناس فرانسوي در كتاب «اسلام و مسلمانان» در فصل «شيعه و پيشرفت هاي خيره كننده آن» به اين امر اذعان كرده است. ر.ك: سيد شرف الدين عاملي، فلسفه شهادت و عزاداري حسين بن علي(عليه السلام)، ترجمه علي صحت، انتشارات مرتضوي، 1351، ص 94 و 97.
18ـ امام خميني، صحيفه نور، مجموعه رهنمودهاي امام خميني(قدس سره)، تهران، تهيه و تدوين انتشارات سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي، 69 ـ1361ش، ج 18، ص 22.
19ـ همان، ج 8، ص 69.
20ـ مرتضي مطهري، حماسه حسيني، چ هفدهم، تهران، صدرا، 1374، ج 3، ص 94.
21ـ حكيمه قاسمي، «فلسفه عزاداري يا اهميت سوگواري»، حماسه عاشورا، تهران، مركز چاپ و نشر مجمع جهاني اهل بيت(عليهم السلام)با مشاركت نشر شاهد، 1381، ص 167.
22ـ محمد كاوياني، پيشين، ص 352، به نقل از: حسين رجبي، پاسخ به شبهات عزاداري، ص 20.
23ـ همان، ص 352 و 353.
24ـ ابوجعفر محمدبن الحسن الطوسي، الامالي، تحقيق مؤسسة البعثة، قم، دارالثقافة، 1414 ق، ص 388، (مجلس سيزدهم).
25ـ «... قال رسول الله(صلي الله عليه وآله): تدمع العين و يحزن القلب، و لا نقول ما يسخط الربّ...» (محمدبن يزيد القزويني، سنن ابن ماجه، بيروت، دارالفكر، ج 1، ص 506.)
26ـ «... قال رسول الله(صلي الله عليه وآله)...: فانه مهما يكن من العين و القلب فمن الرحمة و ما يكون من اللسان و اليد، فمن الشيطان.» (ابي بكر بيهقي، السنن الكبري، بيروت، دارالفكر، ج 4، ص 70.)
27ـ احمدبن حنبل، مسند احمد، بيروت، دارالمعرفة، 1406 ق، ج 2، ص 84 / ابي بكر بيهقي، پيشين، ج 4، ص 70.
28ـ علي بن برهان الدين حلبي الشافعي، السيرة الحلبية، بيروت، داراحياء التراث العربي، ج 2، ص 246.
29ـ از جمله مي توان به گريستن پيامبر(صلي الله عليه وآله) بر سر مزار مادرش اشاره كرد. (مسلم نيشابوري، صحيح مسلم، بيروت، دارالفكر، ج 3، ص 65 / محمد كاوياني، پيشين، ص 339-341.)
30ـ حكيمه قاسمي، پيشين، ص 169.
31ـ محمّدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج 21، ص 24.
32ـ امام باقر(عليه السلام)فرمود: «در نجواي خداوند با موسي(عليه السلام) بر روي كوه طور چنين بود: اي موسي به قوم خود، اين سخن مرا برسان كه هيچ چيزي مانند گريه از روي خشيّتِ من، متقرّبين را به من نزديك نمي كند.» (شيخ صدوق، ثواب الاعمال، چ دوم، قم، منشورات الرضي، 1368 ش، ص 172.)
33ـ در مناجاتي از امام سجاد(عليه السلام) چنين آمده است: «خداوندا! اشكِ چشم كسي كه از خوف تو بگريد، مورد رحمت تو قرار مي گيرد.» (شيخ طوسي، مصباح المتهجد، بيروت، مؤسسة فقه الشيعه، 1411 ق / 1991 م، ص 739.)
34ـ محمد كاوياني، پيشين، ص 353و354.
35ـ امّ ايمن، كنيز و دايه رسول خدا(صلي الله عليه وآله)بود و نزد حضرت منزلتي والا داشت. (محمدبن سعد، الطبقات الكبري، تحقيق محمدعبدالقادر عطا، بيروت، دارالكتب العلمية، 1410 ق، ج 8، ص 179.)
36ـ ابوبكر بيهقي، دلائل النبوة، تعليق عبدالمعطي قلعجي، بيروت، دارالكتب العمليه، 1405، ج 7، ص 266.
37ـ ابن تيميّه (661ـ728ق) با آنكه عزاداري امام حسين(عليه السلام) را بدعت و حرام مي داند، مي گويد: «فلا ريب انه قتل مظلوماً شهيداً»; شكي نيست كه او (امام حسين(عليه السلام)) كشته شد در حالي كه مظلوم و شهيد بود. (ابن تيميه، منهاج السنة النبوية، ج 2، ص 321 و 322.)
38ـ حبيب چايچيان (حسان)، اي اشك ها بريزيد، چ هفدهم، تهران، جاويدان، 1374، ص 131.
39ـ جواد محدثي، فرهنگ عاشورا، قم، معروف، 1374، ص 382.
40ـ محمد كاوياني، پيشين، ص 354و 355.
41ـ همان، ص 384.
42ـ امام خميني، صيفحه نور، ج 8، ص 70.
43ـ همان، ج 10، ص 31 و 32.
* عزاداری و گریه
امام صادق (علیه السلام) :
نزد هر کس که از ما ( و مظلوميت ما ) ياد شود و چشمانش پر از اشک شود ، خداوند چهره اش را بر آتش دوزخ حرام ميکند .
منبع : بحار الانوار ، ج 44 ، ص 285
امام صادق (علیه السلام) :
برترين تربت زمين ، تربت سيد الشهداء است .
منبع : جواهر الکلام ، ج 8 ، ص 437
ابي جعفر (علیه السلام) :
چهار هزار ملک ، آشفته و غم آلود تا روز قيامت بر او ميگريند .
منبع : کامل الزيارات ، ص 113
ابي جعفر (علیه السلام) :
انس و جن و پرندگان و وحوش ( حيوانات خشکي ) بر حسين بن علي (علیه السلام) گريستند به حدي که اشک از چشمانشان جاري گشت .
منبع : کامل الزيارات ، ص 100
امام صادق (علیه السلام) :
کربلا را زيارت کنيد و اين کار را ادامه دهيد ، چرا که کربلا بهترين فرزندان پيامبر را در آغوش خويش گرفته است .
منبع : کامل الزيارات ، ص 269
ابي عبدالله (علیه السلام) :
آسمان يک سال بعد از شهادت حسين (علیه السلام) و يحيي بن زکريا سرخ گشت ، و اين گريه اش بود .
منبع : کامل الزيارات ، ص 129
ابي عبدالله الصادق (علیه السلام) :
پس از کشته شدن حسين بن علي (علیه السلام) ، چهل روز از آسمان خاک سرخ باريد .
منبع : کامل الزيارات ، ص 130
ابوعبدالله (علیه السلام) :
حسين (علیه السلام) را زيارت کنيد و به او جفا روا مداريد ، زيرا که او سرور جوانان بهشت از ميان خلايق و سيد شهيدان است .
منبع : کامل الزيارات ، ص 181
ابي جعفر (علیه السلام) :
هر مؤمني که در سوگ حسين (علیه السلام) اشک از ديده ريزد ، به حدي که بر گونه اش جاري گردد ، خداوند او را ساليان سال در غرفه هاي بهشت مسکن ميدهد .
منبع : کامل الزيارات ، ص 165
امام صادق (علیه السلام) :
کسي که ( در عزاي حسين ) بگريد يا ديگري را بگرياند و يا آنکه خود را به حالت اندوه عزا درآورد بهشت بر او واجب است.
منبع : جلاء العيون ، ص 463
* احادیث
حسين بن علي (علیه السلام) :
چشمان هيچ بنده اي بر ما اشک نريزد يا چشمانش بخاطر ( مصائب ما ) نگريد مگر اين که خداوند سالها او را در بهشت جاي دهد .
منبع : بحار ، ج 44 ، ص 279
ابي عبدالله (علیه السلام) :
هر کس ما را ياد کند و يا در نزد او يادآوري شويم و از چشمانش به اندازه بال مگسي اشک فرو غلطد خداوند گناهانش را ببخشد ، و اگر چه گناهانش به اندازه کف درياها باشد .
منبع : بحار ، ج 44 ، ص 278
ابي جعفر (علیه السلام) :
هر مؤمني که چشمش براي شهادت حسين (علیه السلام) اشکي بريزد و آن اشک بر صورتش جاري شود خداوند او را در اطاقهاي بهشتي جاي دهد که در آن سکوت نمايد .
منبع : بحار ، ج 44 ، ص 285
ابي عبدالله (علیه السلام) :
ما ( با مصائب و رنجها) نزد هر کس ياد شويم و از چشمهايش اشکي ريزد خداوند صورتش را بر آتش جهنم حرام فرمايد .
منبع : بحار ، ج 44 ، ص 285
ابي عبدالله (علیه السلام) :
امير المؤمنين (علیه السلام) نگاهي بر حسين (علیه السلام) کرده، فرمود: اي اشک و گريه اهل ايمان ( اي سرمشق و عبرت ايمانيان ) عرض کرد : پدر جان ! من ؟ فرمود : بلي پسرم .
منبع : بحار ، ج 44 ، ص 280
ابو عبدالله (علیه السلام) :
حسين (علیه السلام) ( و مصائب جانگداز او موجب ) گريه مؤمنين است .
منبع : بحار ، ج 44 ، ص 280
امام حسين (علیه السلام) فرمود : من براي عبرت و پند ديگران شهيد ميشوم .
منبع : بحار ، ج 44 ، ص 280
ابو عبدالله (علیه السلام) :
کربلاء از خاک بيت المقدس است .
منبع : کامل الزيارات ، ص 269 ، باب 88 ، ح 7
ابي جعفر (علیه السلام) :
آدميان و پريان و پرندگان آسمان و وحوش بيابان بر حسين بن علي عليهما السلام گريستند و از چشمانشان اشک روان گرديد .
منبع : بحار ، ج 45 ، ص 250
ابي عبد الله (علیه السلام) :
آسمان جز بر حسين بن علي و يحيي بن زکريا عليهما السلام نگريسته است .
منبع : بحار ، ج 45 ، ص 211
ابو عبدالله (علیه السلام) :
سرزمين کربلا و آب فرات اولين زمين و نخستين آبي بودند که خداوند متعال به آنها قداست و شرافت بخشيد.
منبع : بحار الانوار ، ج 98 ، ص 109
ابو عبدالله (علیه السلام) :
به راستي که خدا کربلا را حرم امن و با برکت قرار داد پيش از آنکه مکه را حرم قرار دهد .
منبع : کامل الزيارات ، ص 267
امام رضا (علیه السلام) :
اي دعبل ! براي حسين بن علي عليه السلام مرثيه بگو ، چرا که تا زنده اي تو ياور و ستايشگر مايي ، پس تا ميتواني ، ازياري ما کوتاهي مکن .
منبع : جامع احاديث الشيعه ، ج 12 ، ص 567
امام صادق (علیه السلام) :
امام زين العابدين (علیه السلام) بيست سال ( به ياد عاشورا ) گريست و هرگز طعامي پيش روي او نميگذاشتند مگر اينکه گريه ميکرد .
منبع : بحار الانوار ، ج 46 ، ص 108
* احادیث
موسي بن جعفر (علیه السلام) :
هر که زيارت قبر امام حسين (علیه السلام) کند در حالي که حق آن حضرت را بشناسد خدا گناهان گذشته و آينده اش را ميآمرزد.
منبع : الحجه البيضاء ،ج4،ص45
امام صادق (علیه السلام) :
آرامگاه مقدس امام حسين (علیه السلام) کانالي از کانالهاي بهشت است.
منبع : الحجه البيضاء ،ج4،ص45
امام صادق (علیه السلام) :
در خاک قبر امام حسين (علیه السلام) شفاي هر دردي است و آن دارو است .
منبع : الحجه البيضاء ،ج4،ص45
امام صادق (علیه السلام) :
ميان قبر پاک امام حسين (علیه السلام) تا آسمان هفتم محل رفت و آمد فرشتگان است .
منبع : الحجه البيضاء ،ج4،ص46
امام صادق (علیه السلام) :
همانا زيارت کننده امام حسين بن علي (علیه السلام) زيارت کننده رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است .
منبع : بحار ، 98 ص 76
امام صادق (علیه السلام) :
اگر بيماري از اهل ايمان حق و حرمت و ولايت حضرت امام حسين (علیه السلام) را بشناسد و باندازه سر سوزني از خاک پاکش استشفا نمايد ، دوا و شفايش خواهد شد .
منبع : بحار ، ج 98 ، ص 125
امام صادق (علیه السلام) :
کام کودکان نوزاد خود را با تربت حضرت امام حسين (علیه السلام) بگيريد زيرا که آن امان هر درد و بيماري است .
منبع : بحار ، ج 98 ، ص 124
امام صادق (علیه السلام):
هر که را علت و بيماريي در رسد و به خاک پاک قبر مطهر امام حسين (علیه السلام) مداوا کند خداوند وي را از آن علت شفا دهد ، مگر آنکه بيماري او علت مرگ باشد .
منبع : بحار ، ج 98 ، ص 124
رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) :
درباره تربت حضرت امام حسين (علیه السلام) چنين فرموده است : خوشا به حال تو اي خاک ! و خوشا به حال آن کس که در تو شهيد ميشود .
منبع : بحار ، ج 44 ، ص 228
رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) :
هر که دوست دارد به سرور و آقاي بهشتيان بنگرد به حسين بن علي عليهما السلام نگاه کند .
منبع : آثار الصادقين ، ج 3 ، ص 424
ابي عبدالله (علیه السلام) :
هر بي تابي و گريه اي مکروه و ناپسند است جر بي تابي و گريه بر حسين عليه السلام .
منبع : بحار ، ج 44 ، ص 280
* احادیث
امام صادق (علیه السلام) فرمودند : هر که قبر حسين بن علي (علیه السلام) را در روز عاشورا زيارت نمايد و عارف به حق او باشد ، همانند کسي است که خداوند را در عرش او زيارت نموده باشد .
منبع : کتاب پيام عاشورا صفحه 115
امام کاظم (علیه السلام) فرمودند : هر که حسين (علیه السلام) را با شناخت به حق او زيارت کند . خداوند گناهان گذشته و آينده اش را ميآمرزد .
منبع : کتاب پيام عاشورا صفحه 116
رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) :
در کانون دلهاي مؤمنان معرفتي ويژه نسبت به امام حسين (علیه السلام) وجود دارد .
منبع : کتاب پيام عاشورا صفحه 25
رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) :
امام حسين (علیه السلام) چراغ هدايت و کشتي نجات است .
منبع : کتاب پيام عاشورا صفحه 25
رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) :
براي شهادت حسين (علیه السلام) حرارت و گرمايي در دلهاي مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نميشود.
منبع : کتاب پيام عاشورا صفحه 26
رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) :
حسين از من است و من از حسين. خداوند هر که حسين را دوست بدارد، دوست ميدارد. حسين نوهاي از نوادههاي پيامبران است.
منبع : کتاب پيام عاشورا صفحه 26
امام هادي (علیه السلام) :
آرامگاه پاک امام حسين (علیه السلام) از روزي که حضرت در آن دفن شد باغي از باغ هاي بهشت بوده است .
منبع : المحجه البيضاء ، ج4،ص65
* احادیث
پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود : درود خدا بر گريه کنندگان و عزاداران حسين (علیه السلام) و نيز بر کساني که بر دشمنان حسين لعن و نفرين ميفرستند و نيز درود خدا بر آنان که دل آنان مملو از خشم و کينه نسبت به قاتل حسين (علیه السلام) است ، کسي که به قتل حسين (علیه السلام) راضي باشد ؛ در قتل او شريک است .
منبع : کتاب پيام عاشورا صفحه 83
امام رضا (علیه السلام) فرمودند : کسي که مصيبت ما را به ياد آورد و بر مظلوميت ما گريه کند در قيامت با ما هم درجه خواهد بود و کسي که از مصائب ما پيش او بازگو کنند و او بگريد و يا ديگران را بگرياند در روزي که همه ديدگان گريانند ، نميگريد و کسي که در مجلسي و محفلي شرکت جويد که در آن امر ما احياء گردد در روزي که همه قوب به نوعي ميميرند قلب او نميميرد . ( محزون و افسرده نيست ) .
منبع : کتاب پيام عاشورا صفحه 84
امام صادق (علیه السلام) فرمود : علي بن الحسين بر پدرش حسين بن علي (علیه السلام) بيست سال گريست هيچ طعامي در برابر او نمينهادند مگر آنکه ميگريست تا آنجا که يکي از خادمان او گفت فدايت شوم ، اي فرزند رسول خدا ، من ميترسم شما با اين وضع از بين برويد . فرمود : حزن و غم بي پايان خود را نزد خدا شکوه ميکنم و از خدا ميدانم آنچه را که نميدانيد من هيچگاه قتلگاه فرزندان فاطمه را به ياد نميآورم مگر آنکه گريه راه گلويم را ميگيرد .
منبع : کتاب پيام عاشورا صفحه 95
امام صادق (علیه السلام) شنيديم که فرمود : پس از آنکه ابا عبدالله حسين بن علي (علیه السلام) رخت از اين جهان بربست ، آسمانها و زمينهاي هفتگانه و ساکنان درون آنها و ساکنان ميان آنها و هر که بر آنها ميجنبد بر او گريستند بهشت بر او گريست ، دوزخ بر او گريست ، هر چه پروردگار ما آفريد و آنچه ديده ميشود و ديده نميشود ، بر او گريستند .
منبع : کتاب پيام عاشورا صفحه 101
امام سجاد (علیه السلام) فرمودند : هر قومي که ديگانش به خاطر کشته شدن حسين (علیه السلام) پر از ا شک گردد به گونه اي که به صورتش روان شود خداوند غرفه هايي از بهشت را براي او اختصاص دهد ، که صدها سال در آن سکونت کند و چشمان هر مؤمـني که به خاطـر آزارهائي که از نـاحيه دشمن در دنيا به ما رسيد . اشک آلود شود و اشکش به گونه هايش سرازير گردد . خداوند او را در منزل صدق ( جايگاه رفيع بهشت ) ساکن کند.
منبع : کتاب پيام عاشورا صفحه 102
امام صادق (علیه السلام) فرمودند : حسين (علیه السلام) فرمود من کشته گريه ام که مرا در پريشاني کشتند و سزاوار است بر من که هيچ فرد پريشاني نزدم نيايد مگر آنکه خداوند او را با دل شاد به سوي خانواده اش بازگرداند .
منبع : کتاب پيام عاشورا صفحه 107
* احادیث
مردي از اهل طوس به امام صادق (علیه السلام)گفت : اي فرزند رسول خدا ، کسيکه قبر ابا عبدالله الحسين (علیه السلام) را زيارت کند و بداند که او امامي است که از جانب خداي عزوجل پيرويش بر بندگان واجب است ، چه [ پاداشي ] خواهد داشت ؟ امام صادق (علیه السلام)فرمود : خداوند گناهان گذشته و آينده اش را ميآمرزد و شفاعتش را درباره هفتاد هزار گنهکار ميپذيرد ، و نزد قبر او [ ابا عبدالله الحسين (علیه السلام) ] هر حاجتي که از خداي عزوجل بخواهد ، خداوند حاجتش را برآورد - تا پايان حديث » .
منبع : کتاب چهل حديث صفحه 85 و 86
امام صادق (علیه السلام) فرمود : سوره فجر را در نمازهاي واجب و مستحب خود بخوانيد زيرا اين سوره امام حسين (علیه السلام) است و به آن دل ببنديد . خدا شما را رحمت کند و بيامرزد . ابواسامه که در مجلس حاضر بود ، پرسيد : چرا اين سوره مخصوص امام حسين (علیه السلام) است ؟ امام فرمود : آيا نميشنوي سخن حق را که ميفرمايد : اي نفس مطمئن .... ، مقصود امام حسين (علیه السلام) است زيرا او است که نفس مطمئن است و از خدا راضي و خدا از او راضي است و اصحاب او از آل محمد از خداوند روز قيامت راضي هستند و او از آنان راضي است . اين سوره درباره امام حسين (علیه السلام) و شيعيان و شيعه آل محمد خصوصاً وارد شده است هر که بر آن سوره مداومت کند ، همراه با امام حسين (علیه السلام) و درجه اش در بهشت است و همانا خداوند غالب و حکيم است .
منبع : کتاب پيام عاشورا صفحه 56
امام صادق (علیه السلام) فرمود : برترين تربت زمين ، تربت سيد الشهداء است . سجده بر آن حجابهاي هفتگانه را کنار ميزند .
منبع : کتاب پيام عاشورا صفحه 61
امام (علیه السلام) به مسمع فرمود :آيا متذکر ميشوي با حسين چه کردند ؟ عرض کرد آري ، فرمود : آيا جزع و گريه ميکني ؟ گفت: آري ، به خدا سوگند گريه ميکنم و آثار غم و اندوه در صورتم ظاهر ميشود . حضرت فرمود : « خداي اشک چشمت را رحمت کند . آگاه باش که تو از آن اشخاص هستي که از اهل جزع براي ما شمرده ميشوند ، به شادي ما شاد و به حزن ما محزون و اندوهناک ميگردند . آگاه باش که بزودي هنگام مرگ ، پدرانم را بر بالين خود حاضر ميبيني ، در حالي که به تو توجه کرده و ملک الموت را درباره تو بشارت ميدهند ، و خواهي ديد که ملک الموت در آن هنگام از هر مادر مهربان به فرزندش ، مهربانتر است » . سپس فرمود : « کسي که بر ما اهل بيت به خاطر رحمت و مصائب وارده بر ما گريه کند ، رحمت خدا شامل او ميشـود قبـل از اينکه اشکي از چشمش خارج گردد ؛ پس زماني که اشک چشمش بر صورت جاري شود اگر قطره اي از آن در جهنم بريزد ، حرارت آن را خاموش کند ، و هيچ چشمي نيست که گريه کند بر ما مگر آنکه با نظر کردن به کوثر و سيراب شدن با دوستان ، خوشوقت ميگردد » .
منبع : کتاب پيام عاشورا صفحه 65 و 66
امام صادق (علیه السلام) فرمود : تربت امام حسين (علیه السلام) شفاي هر بيماري است .
منبع : کتاب پيام عاشورا صفحه 61
امام رضا (علیه السلام) فرمود : هر کس که عاشورا ، روز مصيبت و اندوه و گريه اش باشد ؛ خداوند ، روز قيامت را براي او روز شادي و سرور قرار ميدهد .
منبع : کتاب پيام عاشورا صفحه 72
امام رضا (علیه السلام) فرمود : براستي محرم ماهي است که مردمان عهد جاهليت جنگ و خونريزي را در آن حرام ميشمردند ليکن خونهاي ما را در اين ماه حلال شمردند ، و حرمت ما را شکستند و فرزندان و زنان را به اسارت کشيدند و آتش در خيمه هاي ما افروختند و آنچه در آنها زاد و توشه داشتيم به يغما بردند و حرمت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) را در امر ما نگاه نداشتند .
منبع : کتاب پيام عاشورا صفحه 74
امام رضا (علیه السلام) فرمودند : کسي که در روز عاشورا دست از کسب و کار بکشد ؛ خداوند ، حوائج دنيا و آخرت وي را برآورد و کسي که روز عاشورا در ماتم و عزا بسر ببرد ؛ خداوند متعال روز قيامت را روز شادي و سرور قرار دهد و با ديدار ما ، در بهشت ، چشم او را روشن گرداند ( و افزود ) کسي که روز عاشورا را روز برکت بنامد و بعنوان عيدي چيـزي را به منزل ببرد خدا آن را بر او مبارک نگرداند و در قيامت با يزيد و عبيدالله و عمر سعد محشور شود و در اسفل السافلين در جهنم درافتد .
منبع : کتاب پيام عاشورا صفحه 74
امام باقر (علیه السلام) فرمودند : بر مؤمنان لازم است روز عاشورا را در ماتم بسر برند و به يکديگر که رسيدند ، بگويند : عظم الله اجورنا و اجورکم بمصابنا بالحسين و جعلنا و اياکم من الطالبين بثاره مع وليه المهدي من آل محمد .
منبع : کتاب پيام عاشورا صفحه 75
امام صادق (علیه السلام) به جعفر بن عفان فرمودند : هيچ کس نيست که درباره حسين (علیه السلام) شعري بسرايد و بگريد و با آن بگرياند مگر آن که خداوند ، بهشت را بر او واجب ميکند و او را ميآمرزد .
منبع : کتاب پيام عاشورا صفحه 78
امام صادق (علیه السلام) فرمود ند : « مصيبت روز کشته شدن حسين (علیه السلام) بس بزرگتر از مصيبت ديگر ايام [ سوگواري ] است ، و اين از آن لحاظ است که خاندان کسا ، که گراميترين مردم نزد خدايند ، پنج نفر بودند ؛ چون پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از جمع آنان درگذشت ، امير المؤمنين و فاطمه و حسن و حسين (علیه السلام) باقي ماندند و مايه تسلي و آرامش مردم بودند . با درگذشت [ شهادت ] فاطمه (س) امير المؤمنين و حسن و حسين (علیه السلام) تسلي بخش مردم به شمار ميآمدند . با درگذشت امير المؤمنين (علیه السلام) حسن و حسين (علیه السلام) ملجأ و مايه آرامش مردم بودند و چون حسن (علیه السلام) درگذشت مردم به حسين (علیه السلام) آرامش ميجستند . اما با کشته شدن حسين (علیه السلام) ديگر از اصحاب کسا ، کسي باقي نماند که بدو تسلي جويند و رفتن او برابر با رفتن همه آنان بود ، همان گونه که باقي ماندن او برابر با باقي ماندن تمامي آنان به شمار ميآمد . از اين رو مصيبت روز [ شهادت ] او از ديگر ايام مصائب [ شهادت خاندان پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ] بزرگتر است » .
منبع : کتاب چهل حديث صفحه 64 و 65
امام سجاد (علیه السلام) فرمود : « سخت ترين روزي که بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) گذشت ، روز [ غزوه ] احد بود که در آن عمويش حمزه بن عبدالمطلب - که شير خدا و شير پيامبرش بود - کشته شد ، و پس از آن ، روز [ جنگ ] موته بود که در آن پسر عمويش جعفر بن ابي طالب کشته شد . سپس فرمود : اما هيچ روزي همانند روز حسين (علیه السلام) نيست ، که سي هزار مرد [ جنگاور ] بر او روي آوردند و ميپنداشتند که از اين امت هستند و همگي آنان با ريختن خون او به خداي عزوجل تقرب ميجستند ، در حالي که او خدا را به ياد آنان ميآورد ، اما آنان پند پذير نبودند تا اينکه او را به ظلم و ستم و دشمني کشتند » .
منبع : کتاب چهل حديث صفحه 68 و 69
امام صادق (علیه السلام) از آباء گرامي خود از امام حسين (علیه السلام) نقل ميکند که فرمود : « من کشته گريه ام . هيچ مؤمني مرا ياد نميکند ، مگر اينکه گريان ميشود » .
منبع : کتاب چهل حديث صفحه 70
امام صادق (علیه السلام) فرمود : « هر گونه گريه و بي تابي براي بنده در هر جا که بي تابي کند مکروه و ناپسند است ، مگر گريه بر حسين بن علي (علیه السلام) که پاداش و ثواب دارد » .
منبع : کتاب چهل حديث صفحه 71
امام باقر (علیه السلام) فرمود : « چون حسين (علیه السلام) بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) وارد شد ، او را به سوي خود ميکشيد [ و به بازي ميگرفت ] و به امير المؤمنين ميفرمود که او را بگيرد و سپس [ پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ] بر او ميافتاد و او را ميبوسيد و ميگريست . [ امام حسين (علیه السلام) ] ميگفت : پدر جان ! چرا ميگريي ؟ ميفرمود : پسرم ! جاي شمشيرها را که بر پيکر تو وارد ميشوند ميبوسم و ميگريم. فرمود: پدرجان! مگر من کشته ميشوم؟ فرمود: آري به خدا ، پدر و برادرت و تو [ کشته ميشويد ] . [ امام حسين (علیه السلام) ] فرمود : پدر جان ! آيا قتلگاههاي ما پراکنده خواهد بود ؟ فرمود : آري پسرم . [ امام حسين (علیه السلام) عرض کرد ] : چه کسي از امتت ما را زيارت ميکند ؟ فرمود : مرا و پدر و برادرت و تو را جز صديقان از امتم زيارت نميکنند » .
منبع : کتاب چهل حديث صفحه 71
امام صادق (علیه السلام) فرمود : « چون قصد زيارت حسين (علیه السلام) را کردي ، در حالي که پريشان ، غمناک ، مصيبت ديده ، ژوليده ، غم آلود ، گرسنه و تشنه اي او را زيارت کن ، زيرا حسين (علیه السلام) در حالي کشته شد که غمگين ، مصيبت ديده ، ژوليده ، غم آلود ، گرسنه و تشنه بود . از او حوائجت را بخواه و بازگرد . و آن [ کربلا ] را وطن خود قرار مده » .
منبع : کتاب چهل حديث صفحه 74
* احادیث
امام حسين (علیه السلام) فرمود : « من به نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) رفتم ، در حالي که ابي بن کعب در خدمت ايشان بود . پيامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود : « آفرين بر تو اي ابا عبدالله ! اي زيور آسمانها و زمينها ! ابي به آن حضرت عرض کرد : چگونه کسي جز شما ميتواند زيور آسمانها و زمينها باشد ؟ ! فرمود : اي ابي ، سوگند به آن که مرا بحق به پيامبري برانگيخت ، حسين بن علي (علیه السلام) در آسمان عظمت فزونتري دارد تا در زمين ، و در سمت راست عرش خداي عزيز و شکوهمند نوشته شده است . [ حسين ] چراغ هدايت و کشتي نجات است ، پيشواي نيکي و برکت و شکوه و فخر و علم و تقواست ... ».
منبع : کتاب چهل حديث صفحه 45 و 46
امام صادق (علیه السلام) فرمود:«علي (علیه السلام) به حسين (علیه السلام) فرمود : اي ابا عبدالله (علیه السلام)، تو از پيش اسوه مردم بوده اي . [ حسين (علیه السلام) ] عرض کرد: فدايت شوم، حال من چگونه است ؟ فرمود : تو دانشي داري که ايشان بدان ناداناند و زود است که دانشمند از دانش خود بهره جويد. اي فرزندم، گوش فرادار و بينا باش، قبل از آنکه [ واقعه اي ] تو را در يابد . قسم به آن که جانم در دست اوست، بني اميه خون تو را ميريزند ، اما نميتوانند تو را از آئينت برگردانند و از ياد پروردگارت غافل سازند . حسين (علیه السلام) فرمود : قسم به آن که جانم در دست اوست کافي است . من بدانچه خدا فرود آورده است اقرار کردم و سخن پيامبر خدا را تصديق ميکنم و سخن پدرم را دروغ نميشمارم ».
منبع : کتاب چهل حديث صفحه 48 و 49
امام صادق(علیه السلام):
همه ساله به زيارت حسين (علیه السلام) بشتابيد ، زيرا هر کس شناساي حق [ امامت ] او باشد و او را انکار نورزد و به زيارت او نائل شود ، پاداشي جز بهشت نخواهد داشت و از روزي گسترده اي برخوردار خواهد شد و خداوند گشايشي سريع در کار او ايجاد خواهد کرد . هر آينه خداوند بر قبر حسين بن علي (علیه السلام) چهار هزار فرشته گماشته است که همگي بر او گريان اند و زائر او را تا [ رسيدن به ] خانواده اش مشايعت ميکنند ، اگر بيمار شد به عيادت او ميروند و اگر درگذشت در تشييع جنازة او حضور مييابند و برايش طلب آمرزش و رحمت ميکنند » .
منبع : کتاب چهل حديث صفحه52 و 53
امام رضا (علیه السلام) فرمود:« روز [ شهادت امام ] حسين (علیه السلام) پلک چشمان ما را مجروح و اشکهاي ما را جاري ساخت ، عزيز ما را در سرزمين پريشاني و بلاخوار کرد و تا روز پايان [ يعني قيامت ] پريشاني و بلا را در ما به يادگار گذاشت . پس گريه کنندگان بايد بر همانند حسين (علیه السلام) بگريند، که گريه بر او گناهان بزرگ را فرو ميريزد». سپس فرمود:« پدرم با فرا رسيدن ماه محرم خندان ديده نميشد و اندوه و آشفتگي بر او چيره ميگشت، تا اينکه ده روز از آن بگذرد ، روز دهم [ روز عاشورا ] روز مصيبت و اندوه و گريه او بود و ميفرمود : در اين روز است که حسين - که درود خدا بر او باد - کشته شد ».
منبع : کتاب چهل حديث صفحه 60
امام رضا (علیه السلام) در ضمن حديث به ربان بن شبيب فرمود : « اي پسر شبيب ! اگر براي چيزي گريان شدي ، بر حسين بن علي بن ابي طالب (علیه السلام) اشک ببار ، زيرا او را مانند گوسفند [ از پشت ] سر از پيکرش جدا ساختند و هجده مرد از خانواده او ، که در زمين بي مانند بودند ، همراه او کشته شدند و براستي که آسمانهاي هفتگانه و زيمنها در قتل او گريستند . چهار هزار فرشته براي ياري او بر زمين فرود آمدند ، اما اجازه نيافتند . و ايشان آشفته و غبار آلود تا قيام قائم (علیه السلام) نزد قبر او هستند [ و پس از ظهور ] از ياران او هستند و شعارشان خوانخواهي حسين (علیه السلام) است » .
منبع : کتاب چهل حديث صفحه 61و 62
* احادیث
امام باقر (علیه السلام):
« اگر مردم ميدانستند که زيارت قبر حسين (علیه السلام) چه فضيلتي دارد ، از شوق جان ميدادند و از حسرت ، پيکرشان پاره پاره ميشد » . گفتم : آن چه [ فضيلتي ] است ؟ فرمود : « کسي که از روي شوق به زيارت او آيد ، خداوند هزار حج مقبول ، هزار عمره نيکو ، پاداش هزار شهيد از شهداي بدر ، پاداش هزار روزه دار ، ثواب هزار صدقة پذيرفته شده و هزار بنده آزاد کردن با نيت خالص براي خدا را برايش مينويسد و در آن سال از هر آفت و بلايي که کمترين آن شيطان است محفوظ ميدارد و فرشته اي گرانمايه بر او گماشته ميشود که او را از روبرو ، پشت سر ، سمت راست ، سمت چپ ، بالاي سر و پائين پا نگاه ميدارد . اگر در آن سال بميرد ، فرشتگان رحمت نزد او حضور مييابند و در مراسم غسل و کفن او شرکت ميکنند و برايش طلب آمرزش مينمايند و با استغفار بر او وي را تا قبرش مشايعت ميکنند . [ بعد از اينکه او را در قبر نهادند ] قبر به اندازه ديدش برايش گسترده ميشود ، خداوند او را از فشار قبر و ترس ] دو فرشته ] منکر و نکير ايمن ميدارد و دري به سوي بهشت برايش گشوده ميشود . [ در محشر نيز ] نامه اعمالش را به دست راستش ميدهند و روز قيامت به او نوري ميبخشند که ما بين شرق و غرب را روشن ميسازد ، و ندا کننده اي ندا در ميدهد ، اين پاداش کسي است که حسين (علیه السلام) را از روي شوق زيارت کرده است . پس از قيامت کسي باقي نميماند مگر اينکه آرزو کند که [ کاش ] از زائران حسين (علیه السلام) ميبود » .
منبع : کتاب چهل حديث صفحه 20 و 21
امام حسين (علیه السلام) :
از امام حسين (علیه السلام) روايت شده است که فرمود : « اين سخن پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نزد من راست آمد که فرمود : « برترين کارها پس از نماز شاد کردن دل مؤمن است ، که در آن گناهي نباشد » . زيرا که من غلامي را ديدم که به سگي غذا ميداد ؛ از او علت را پرسيدم ، گفت : اي فرزند رسول خدا ، من غمگينم و از شاد کردن آن شادي ميطلبم ، زيرا که اربابي يهودي دارم که تصميم به جدايي از او دارم . حسين (علیه السلام) نزد ارباب او آمد و دويست دينار بهاي غلام را به يهودي داد . يهودي گفت : به مناسبت قدم رنجة شما غلام را به شما و اين بوستان را به او بخشيدم و اين پول را هم به شما باز گرداندم . [ امام حسين (علیه السلام) ] فرمود : من هم اين پول را به تو بخشيدم . [ يهودي ] گفت : آن را پذيرفتم و به غلام بخشيدم . حسين (علیه السلام) فرمود : من غلام را آزاد ساختم و همه آنها را به او بخشيدم . زن يهودي گفت : من اسلام آوردم و مهرم را به همسرم بخشيدم . يهودي گفت : من هم مسلمان گشتم و اين خانه را به همسرم بخشيدم » .
منبع : کتاب چهل حديث صفحه 26
امام صادق (علیه السلام) فرمود : « روزي رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در خانه فاطمه (س) بود و حسين (علیه السلام) را در آغوش داشت ، که آن حضرت گريست و به سجده رفت ، سپس فرمود : اي فاطمه ، اي دخت محمد ! بزرگ والامقام [ جبرئيل امين ] هم اکنون در سراي تو در نيکوترين سيما و آراسته ترين هيئت بر من آشکار شد و مرا گفت : اي محمد ! آيا حسين را دوست داري ؟ گفتم : پروردگارا او نور ديده و گل خوشبوي و ميوه دل و پوست ميان چشمان من است . پس از آن در حالي که دست بر سر حسين (علیه السلام) نهاده بود گفت : اي محمد ! مبارک باد آن فرزندي که برخوردار از برکات و صلوات و رحمت و [ مقام ] رضوان من است ، و لعنت و خشم عذاب و خواري و نقمتم شامل کسي است که او را بکشد و به دشمني و پيکار با او بپردازد . آگاه باش که او سرور شهيدان اولين و آخرين در دنيا و آخرت است . او آقاي جوانان اهل بهشت از ميان همه مردم است ... » .
منبع : کتاب چهل حديث صفحه 29
امام باقر (علیه السلام) فرمود : « هنگامي که آن مصائب ناگوار بر حسين (علیه السلام) وارد آمد ، بر پيکر وي سيصد و بيست و اندي ضربة نيزه و شمشير و تير يافت شد و روايت شده است که همگي اين جراحتها از مقابل آن حضرت بوده است ، زيرا که حسين (علیه السلام) هيچ گاه [ به دشمن ] پشت نميکرد » .
منبع : کتاب چهل حديث صفحه 31
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم):
حسين از من است و من از حسينم . خداوند دوست ميدارد هر که حسين را دوست بدارد .
منبع : کتاب چهل حديث صفحه 32 و 33
امام باقر (علیه السلام) فرمود : « پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در خانه ام سلمه بود، به او فرمود : کسي نزد من نيايد . حسين (علیه السلام) که در آن هنگام کودک بود فرا رسيد و ام سلمه نتوانست او را باز دارد ، تا اينکه نزد پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد . در پي او نيز ام سلمه وارد شد . مشاهده کرد که حسين (علیه السلام) بر سينه پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نشسته است و آن حضرت چيزي در دست دارد و آن را ميبوسد . پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود : اي ام سلمه ، اين جبرئيل مرا آگاه ميسازد که اين [ پسرم ] کشته ميشود و اين خاکي است که بر آن کشته ميگردد ، آن را نزد خود نگاه دار ، هر گاه که به خون تبديل شد براستي حبيبم [حسين (علیه السلام) ] کشته شده است . ام سلمه گفت : اي رسول خدا ، از خدا بخواه که آن را از او دور سازد . فرمود : چنين کردم ، اما خداي صاحب عزت و جلال به من وحي کرد که او مرتبه اي دارد که هيچ يک از آفريدگان به آن دست نمييازد و نيز شيعياني دارد که درخواست شفاعت ميکنند و خداوند هم شفاعتشان را ميپذيرند . [همچنين ] مهدي (علیه السلام) از فرزندان اوست . پس خوشا به حال کسي که از دوستان و شيعيان حسين (علیه السلام) باشد ؛ آنان ، به خدا سوگند ، در روز قيامت سعادتمند خواهند بود » .
منبع : کتاب چهل حديث صفحه 37 و 38
امام صادق (علیه السلام) فرمود : « چون حسين (علیه السلام) زاده شد ، خداي صاحب عزت و جلال جبرئيل را فرمان داد تا با هزار فرشته فرود آيد و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را از جانب خداي تعالي و جبرئيل تبريک گويند . جبرئيل در هنگام فرود آمدن از يکي از جزائر دريا گذشت که در آن فرشته اي بود به نام فطرس از حاملان [ عرش ] ؛ خداوند عزيز و شکوهمند او را در پي کاري برانگيخته بود و او در آن تأخير ورزيد [ و خداوند به کيفر آن ] بالش را شکست و او را در آن جزيره افکند . او تا هنگام ولادت حسين (علیه السلام) هفتصد سال خدا را عبادت کرده بود . [ فطرس ] ملک به جبرئيل گفت : کجا ميروي ؟ گفت : خداي عزوجل به محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) نعمتي بخشيده و من برانگيخته شدم تا به او از جانب خدا و خودم تبريک گويم . [ فطرس ] گفت : مرا هم با خود بردار شايد محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) برايم دعا کند . [ جبرئيل ] او را با خود برداشت . چون جبرئيل به خدمت پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رسيد و به آن حضرت از جانب خداي عزوجل و خود تبريک گفت ، حال فطرس را هم بيان کرد . پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود : به او بگو : خود را به اين نوزاد بساي و به جايگاه [ و مقام ] خويش بازگرد . فطرس خود را به حسين (علیه السلام) ساييد [ و بال و پرش ترميم يافت ] و پرواز کرد . سپس گفت : اي رسول خدا ، آگاه باش که امتت او را خواهند کشت و من به جبران [ اين احسان ] هيچ زائري نيست که او را زيارت کند ، مگر اينکه زيارتش را به وي برسانم ، هيچ مسلماني بر او سلام نميکند مگر اينکه سلامش را به وي ابلاغ کنم و هيچ درود فرستنده اي نيست که بر او درود فرستد مگر اينکه درودش را به وي برسانم . با گفتن اين سخنان ، فطرس پرواز کرد [ و از ديده ها پنهان شد ] » . ابن عباس گويد : « اين فرشته در بهشت به رهين احسان حسين بن علي (علیه السلام) شناخته ميشود » .
منبع : کتاب چهل حديث صفحه 42 و43 و 44
* احادیث
پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم):
اي مردم ، اين حسين بن علي است ، او را بشناسيد؛ قسم به آن که جانم در دست اوست ، او در بهشت است، دوستدانش در بهشتاند و دوستداران دوستدارانش نيز در بهشتاند».
منبع : کتاب چهل حديث صفحه 12
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم):
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:« شهادت حسين (علیه السلام) حرارتي در دلهاي مؤمنان افروخته که تا ابد خاموشي ناپذير است».
منبع : کتاب چهل حديث صفحه 14
امام صادق (علیه السلام):
« اي ابوعمار ، درباره حسين بن علي (علیه السلام) شعري برايم بسراي » . ابوعمار گويد : شعري سرودم و امام گريست ؛ به خدا سوگند پي در پي شعر ميسرودم و آن حضرت ميگريست ، تا اينکه صداي گريه از اهل خانه نيز به گوش رسيد . سپس به من فرمود : « اي ابوعمار ، کسي که شعري براي حسين (علیه السلام) بسرايد و پنجاه نفر را بگرياند پاداش بهشت خواهد داشت ، کسي که شعري براي حسين (علیه السلام) بسرايد و سي نفر را بگرياند پاداش بهشت خواهد داشت ،کسي که شعري براي حسين (علیه السلام) بسرايد و بيست نفر را بگرياند پاداش بهشت خواهد داشت، کسي که شعري براي حسين (علیه السلام) بسرايد و ده نفر را بگرياند پاداش بهشت خواهد داشت ، کسي که شعري براي حسين (علیه السلام) بسرايد و يک نفر را بگرياند پاداش بهشت خواهد داشت ، کسي که شعري براي حسين (علیه السلام) بسرايد و [ خود ] بگريد پاداش بهشت خواهد داشت و کسي که شعري دربارة حسين (علیه السلام) بسرايد و خود را به گريه درآورد پاداش بهشت خواهد داشت » .
منبع : کتاب چهل حديث صفحه 16
امام صادق (علیه السلام):
امام صادق (علیه السلام) فرمود : « فاطمه دختر محمد (علیه السلام) نزد زائران قبر فرزندش حسين (علیه السلام) حضور مييابد و براي گناهانشان طلب آمرزش ميکند » .
منبع : کتاب چهل حديث صفحه 17
امام صادق (علیه السلام):
خدا لعنت کند کشندة حسين (علیه السلام) را ، چه قدر ياد [ شهادت ] حسين (علیه السلام) زندگي را ناگوار ميسازد ! من هيچ گاه آب سردي ننوشيدم ، مگر اينکه حسين (علیه السلام) را ياد کردم ؛ و هيچ بنده اي نيست که آب بنوشد و حسين (علیه السلام) را ياد کند و کشنده اش را لعنت فرستد ، مگر اينکه خداوند صد هزار حسنه برايش مينويسد ، صد هزار گناه او را پاک ميسازد ، صد هزار درجه او را بالا ميبرد ، گويي صد هزار بنده را آزاد کرده است و خداوند در روز قيامت او گشاده رو محشور ميکند » .
منبع : کتاب چهل حديث صفحه 18و 19
* احادیث
از قيام عاشورا در بعد تربيت، در حد شايسته سخن به ميان نيامده و حال آن كه اين حركت، نكات تربيتى قابل توجه و ماندگارى را در خود مستتر دارد. در مقاله حاضر بعضى از نكات تربيتى قريب به يك سال آخر زندگى امام حسين (ع) مورد توجه قرار گرفته است و در انتخاب گزينه ها نيز شبهات عصر، پرسش هاى روز و نياز زمان مورد توجه جدى قرار گرفته اند.
در يك نگاه، ابعاد تربيت را مى توان به اقسام «فردى» و «جمعى» فروكاست. در اين نوشتار، در بعد فردى تنها به «عزت مدارى و ذلت گريزى» عنايت شده و خواهيم ديد كه از نهضت عزت مدار حسينى، مى توان درس هاى عزيزانه فراوان در بعد اخلاقى گرفت. در بعد تربيت جمعى، تنها به تربيت سياسى در نهضت كربلا عنايت شده، تا به اين شبهه به صورت مستقيم و غيرمستقيم پاسخ داده شود كه نمى توان هم حسينى بود و زيست و هم بر جدايى دين از سياست حكم داد.
۱) تعريف تربيت: تربيت كلمه اى عربى و معادل Education انگليسى است كه در فارسى به «آموزش و پرورش» ترجمه مى شود. واژه تربيت از «ربو» اخذ شده است. در «المنجد» ربو گاه به معناى غذا دادن و گاه به معناى تهذيب و پاك ساختن اخلاق فرد از آلودگى ها به كار رفته است.
«راغب اصفهانى» در «مفردات»، ذيل كلمه «رب»، تربيت را حركت تدريجى چيزى به سوى كمال تعريف نموده است.
«مرحوم دهخدا» در «لغتنامه»، تربيت را به معانى زير آورده است: پروردن، پرورانيدن، پروردن كودك تا بالغ شود، پروردن و آموختن.
۲) از تربيت در اصطلاح تعريف واحدى وجود ندارد. از شاخصه ها و ويژگى هاى امر تربيتى آن است كه گرچه «تعليم» شرط لازم آن است اما شرط كافى نيست و از اين رو آموخته ها را محقق كردن، بار آوردن، شكوفا نمودن و به ثمر نشاندن، از مميزات امور تربيتى است.
از ويژگى هاى تربيت آن است كه هر سه حوزه «جسم»، «عقل» و «قلب يا دل» آدمى را دربرگرفته و شامل مى شود. مفروض در تربيت آن است كه چون نشو و نما دادن چيزى مطرح است پس متعلق تربيت بايد داراى استعداد درونى بالقوه براى بالفعل شدن باشد.
۳) از نهضت حسينى و قيام عاشورا در بعد تربيتى، سخن اندكى رفته است و حال آن كه از قيام عاشورا هم در «ابعاد مختلف تربيت» فردى و جمعى (سياسى، اجتماعى، اقتصادى، فرهنگى و...) بهره هاى فراوانى مى توان برد و هم از «روش هاى تربيتى» در موارد بسيارى مى توان استفاده نمود و هم... طرح همه مباحث تربيتى مربوط به امام حسين (ع) در حد يك مقاله نمى گنجد. مثلا از خاستگاه هاى تربيتى امام حسين و از تاثيرات خانوادگى مى توان سخن گفت. اگر از خصايص تربيتى و روحى امام حسين ظلم ستيزى بود؛ او فرزند پدرى است كه حتى در حال احتضار و پس از ضربت خوردن از ابن ملجم و در وصيتش به فرزندانش مى آموزد كه: «كونا للظالم خصما و للمظلوم عونا»؛ دشمن ظالم و ياور مظلومان باشيد.
و يا در كودكى، حركت پيچيده تربيتى امام حسين (ع) همراه با برادرش در اصلاح نقص وظيفه دينى پيرمردى را ديديم كه وقتى وضوى بااشكالش را ديدند، از پيرمرد خواستند كه به داورى درباره وضوى آن دو بنشيند تا ببيند كدام يك زيباتر وضو مى گيرند و پيرمرد متوجه شد كه اين كار براى رفع نقيصه او بود و...
۴) نهايتا اينكه، نوشتار مختصر حاضر در گزينش نكات تربيتى از نهضت حسينى و قيام عاشورا، نظر به مسايل عصر، شبهات مبتلا به و خصوصا پرسش هاى نسل جديد در فضاى امروز ايران دارد. از اين رو اگر امروزه مطرح مى گردد كه از دين نبايد پيام هاى سياسى جست و انتظار داشت و «سكولاريسم» مدافعان جدى دارد، در اين مقاله از تربيت سياسى در نهضت كربلا، زياد سخن خواهد رفت. و يا اگر مساله زن و حضور سياسى او در جامعه و حقوق بانوان از نگاه دينى، با مطرح شدن پرسش هاى «فمينيست ها»، پرسش جدى روز ما است، از اين رو از تربيت بانوان و زنان در نهضت عاشورا سخن به ميان مى آيد و اگر...
ابعاد تربيت در قيام عاشورا
در يك نگاه، تربيت را مى توان در دو سطح «فردى» و «جمعى» به تحليل نشست كه هر يك خود اقسام و زيرمجموعه هاى خاص خود را خواهد داشت. مثلا «تربيت اخلاقى» از زيرمجموعه هاى تربيت فردى است و حال آن كه «تربيت فرهنگى»، «تربيت اقتصادى» و... در ذيل تربيت جمعى قابل دسته بندى اند.
۱) تربيت اخلاقى: عزت مدارى و ذلت ستيزى:
براى اين كه مباحث مربوط به عزت در فرهنگ عاشورا به اختصار مطرح گردد، مجموع مباحث در چند نكته ارايه مى شود.
اول: از آن رو از بين همه فضايل اخلاقى و تربيتى امام حسين در بعد فردى و شخصى، بر روى «عزت» تاكيد شده است كه به تعبيرى، اين مفهوم اخلاقى در هيچ يك از معصومين (ع) به اندازه اباعبدالله الحسين تكرار نشده و «عزت» كليد شخصيت امام حسين است. عزت، مدار و مبنا و محراب كلام و سيره حسينى است و در نهضت عاشورا موج مى زند.
دوم: شرايط عصر و نظام بين الملل به گونه اى است كه جامعه ما نياز به تقويت عزت مدارى و ذلت گريزى دارد.
در شرايط سياسى كنونى كه عزت، شرف و افتخارات ايران اسلامى در معرض خطر است، به تقويت روحيه عزت طلبى و كرامت نياز است و از اين رو، سه سال پيش (۱۳۸۱) از سوى مقام معظم رهبرى به «سال عزت و افتخار حسينى» نامگذارى شد، تا با تمسك به عزت و افتخار حسينى و با توسل به «هيهات من الذله» عاشوراييان، تن به ذلت ندهيم. با توجه به اين عطش و نياز، تمركز پژوهش حاضر در تربيت اخلاقى، بر مدار بحث «عزت» در قيام عاشورا تنظيم شده است.
سوم: از عزت در نهضت حسينى حداقل از دو زاويه مى توان به بحث نشست؛ يكى مراجعه استقرايى به كلمات امام حسين (ع) در مواردى كه در طى نهضتش از كلمه عزت و يا مفهوم متضادش، «ذلت» بهره برده است و ديگرى با مراجعه به سيره آن حضرت، براساس شاخصه هاى عملكردى و مواضعى كه به عزت و كرامت آن حضرت و نهضت او منجر مى گردد.
در بعد ذلت ستيزى، با مراجعه به سير نهضت كربلا، بارها از امام حسين زير بار ذلت نرفتن براى حفظ عزت و شرافت، شنيده شده است. چنانچه آن حضرت در كلام حماسى و مشهورشان مى فرمايند: «الا و ان الدعى ابن الدعى، قد ركزنى بين اثنتين، بين السله و الذله و هيهات منا الذله»؛ آگاه باشيد كه اين فرومايه (ابن زياد) و فرزند فرومايه، مرا بين دو راهى شمشير و ذلت قرار داده است و هيهات كه ما به زير بار ذلت برويم.
و يا در سخنرانى آن حضرت در روز عاشورا، وقتى كه «قيس بن اشعث» با صداى بلند گفت: يا حسين، چرا با پسر عمويت بيعت نمى كنى، كه در اين صورت با تو به دلبخواهت رفتار خواهند كرد و كوچك ترين ناراحتى متوجه تو نخواهد بود؟، امام عزيزانه در پاسخ فرمودند: «لا و الله لا اعطيهم بيدى اعطاء الذليل و لا اقر اقرار العبيد». نه به خدا سوگند، نه دست ذلت در دست آنان مى گذارم و مانند بردگان فرمانبردارشان نخواهم شد. و نيز وقتى يكى از بستگان امام در جريان نهضت كربلا، پس از گفت و شنودى، خبر شهيد شدن آن حضرت را از زبان پدرش مطرح كرد و سپس گفت: «آرى، كاش از آنها كناره نمى گرفتى و تن به بيعت مى دادى»!، امام فرمود: «پدرم از رسول خدا (ص) نقل مى كرد كه آن حضرت به ايشان اين گونه فرموده بود كه، من و او (على) هر دو به تيغ كينه و ستم، كشته مى شويم و مزارمان نزديك يكديگر است. آيا تو فكر مى كنى كه آنچه را كه تو مى دانى، من نمى دانم؟» و سپس اين كلام ماندگار در تاريخ را فرمودند كه: «والله لا اعطى الدنيه عن نفسى ابدا»؛ همانا من هرگز تن به ذلت نخواهم سپرد.
سيره آن حضرت نيز مقرون و محفوف به عزت طلبى و ذلت ستيزى است. تمام سخن يزيد و عمالش را در يك جمله بيعت امام حسين با يزيد مى توان خلاصه كرد و تمام موضع گيرى هاى امام حسين از مدينه به مكه و از مكه تا كربلا را نيز در يك جمله مى توان خلاصه كرد كه در پاسخ پيشنهاد برادرش، «محمد حنفيه» كه معتقد بود خوب است كه امام در شهر خاصى اقامت نكنند و در عين حال نمايندگانى براى جذب نيرو بفرستند تا ببينند شرايط چگونه است، زيرا نگران بود كه امام كشته شود، امام فرمود: «يا اخى لو لم يكن فى الدنيا ملجا و لا ماوى لما بايعت يزيد بن معاويه»؛ برادر، اگر در تمام اين دنياى وسيع هيچ پناهگاه و ملجا و ماوايى نباشد، باز هم با يزيدن بن معاويه بيعت نخواهم كرد.
از «سير» امام در طول نهضت، اين اصل كليدى به عنوان «سيره» آن حضرت قابل استخراج است كه مشى اخلاقى، وصف شخصيتى و ويژگى نفسانى امام حسين (ع) عزيزانه و شرافتمندانه و جوانمردانه و آزادى مدار است، نه زندگى ضعيف و قرين با هر پستى و ذلت براى زندگى ظاهرى.
چهارم: اما پرسش اساسى آن است كه بحث از ويژگى «عزت» در شخصيت امام حسين و نهضت كربلا با تربيت چه ارتباطى دارد؟ اگر بتوان بحث عزت نفس و كرامت آدمى را به عنوان مهم ترين مبحث تربيتى و يا حداقل به عنوان يكى از مباحث مهم تربيتى پذيرفت، در آن صورت بايد بين اصل عزت در نهضت كربلا و آثار تربيتى آن براى سايرين پل زد. براى برقرارى اين دو مبحث، مى توان از بحث «طرح اسوه ها و الگوها» در سازندگى و بازسازى تربيتى بهره برد.
امروزه در مباحث تربيتى، بحث اسوه ها و الگوها مورد عنايت است. مثلا در مكاتب روان شناسى معاصر هم نسبت به الگوها سخن رفته و «بندورا» در نظريه يادگيرى اجتماعى خود، به شكل گسترده اى بر يادگيرى هايى كه در نتيجه مشاهده الگوها پديد مى آيد، تاكيد ورزيده است. همين طور «ساليوان» در نظريه شخصيتى كه تحت عنوان «روان پزشكى تاثير متقابل اشخاص»، ارايه كرده است، از تاثير تعيين كننده الگوها بر رفتار آدمى ياد مى كند. با نگاه گذرايى به قرآن، به اسوه هاى متعددى برمى خوريم؛ حضرت ابراهيم (ع) اسوه بت شكنى است، اصحاب كهف، سمبل و اسوه مجاهدين فى سبيل الله اند و حضرت يوسف، اسوه ايستادگى در برابر شهوات و حضرت رسول (ص)، اسوه حسنه است.
پس اگر مى توان از اسوه ها در امر تربيت از نگاه مكاتب روان شناسى و تربيتى و نيز در تربيت دينى بهره برد و با توجه به بحث حاضر، مى توان از عزت و كرامت حسينى، براى القا، تلقين و تقويت عزت مدارى براى ديگران استفاده نمود تا ذلت گريزى و ذلت ستيزى آنان، الهام بخش شيعيان و پيروانش باشد كه در مقابل تهديد، ارعاب و زورمدارى ديگران بتوانند نه بگويند و فرياد «هيهات مناالذله» سردهند.
پنجم: همان گونه كه از اسوه ها مى توان درس تربيتى نيكو و مناسب آموخت، در صورت تحريف اهداف، سخنان، برنامه و نتايج تلاش هاى آنان، مى توان به غايتى تربيتى نامناسب و نامطلوب دست يافت. نهضت عاشورا نيز به رغم آن كه مى تواند بار مثبت فراوان تربيتى را حامل باشد، اما متاسفانه به علت تحريف اهداف و شعارهاى نهضت، گاه به جاى اين كه بتوانيم پيام هاى عزت بخش آن حادثه حياتبخش را آويزه گوش كنيم، از آن، پيام هاى منفى و غيرسازنده و حتى گاه ضد اهداف نهضت برداشت مى كنيم. اينجا است كه بايد معلمان دينى و مربيان متعهد و مفسران اين حركت ها، هشيارانه وارد عمل شوند و نهضت حسينى را از تحريفات پيرايش نمايند. از پيام هاى غلط و خطرناكى كه گاه از قيام عاشورا گرفته شده و آثار ضدتربيتى جدى نيز دارد، آن است كه به جاى اين كه از راه و رسم عزيزانه آن حضرت درس عزت بگيريم، به جاى اين كه از اسوه ها و الگوهاى كربلا، درس پايدارى، مقاومت، صلابت، حماسه و ايثار بياموزيم و به جاى اين كه بدانيم كه امام حسين به ما آموخته و در عمل ما را بدين طريق هدايت نموده كه در راه حفظ عزت و شرافت از هزينه كردن جان و مال نهراسيم، بدان سمت كشانده مى شويم كه به نهضت بار عاطفى شديد داده و آن را در گريه كردن و سوگوارى تنها خلاصه كنيم و در نتيجه به جاى حركت، توجيه گر وضع موجود باشيم. اين گونه نگرش قطعا تحريف معنوى اهداف نهضت حسينى است، زيرا امام در وصيتنامه شان، هدف نهضت را اصلاح امت اسلامى و احياى اصل امر به معروف و نهى از منكر و اعاده سيره نبوى و علوى ذكر مى كنند؛ تربيتى كه نتيجه اش بى توجهى به سرنوشت جامعه و دين باشد، تربيتى حسينى نيست و با وصاياى آن حضرت در تعارض است.
ششم: اگر قرار بود كه از كربلا درس آموخت و از عاشورا تعليم گرفت، كار سهل تر از آن بود كه ادعا كرد كربلا آثار و جلوه هاى تربيتى دارد. قطعا كربلا درس هاى فراوانى براى آموختن دارد و جنبه تعليمى عاشورا عميق است به قول «اقبال لاهورى» در مثنوى «در معنى هويت اسلاميه و سه حادثه كربلا»:
تيغ بهر عزت دين است و بس
مقصد او حفظ آيين است و بس
رمز قرآن از حسين آموختيم
ز آتش او شعله ها اندوختيم
ولى چگونه قيامى پس از قريب به چهارده قرن، مى تواند تاثيرات تربيتى داشته باشد و متناسب با اين بحث، در زمينه عزت طلبى و ذلت گريزى الهام بخش باشد؟ زيرا يك مربى بايد بتواند در قلب و دل متربى، علاوه بر عقل او، تاثير بگذارد و نفوذ كند حال آن كه در تعليم، تاثير در عقل و فكر كافى است. شايد بتوان رمز پايدارى نهضت حسينى در الهام بخشى به ديگران در حوزه عزت خواهى و ذلت ستيزى را به شهادت امام حسين و شيوه مرگ فداكارانه و ايثارگرانه يارانش جست. البته در اين زمينه، دشمن و يزيديان نيز با صعوبت زايدالوصف (از كشتن بچه شيرخوار تا آتش زدن خيام حسينى، تا قطع آب و...)، ابعاد جانسوز كربلا را تعميق بخشيدند و از اين رو ياد حسين دل ها را مى لرزاند، چشم ها را از اشك لبريز مى كند و قلب ها را آتش مى زند. اگر از اهداف نهضت امام خمينى (از ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ تا بهمن ۱۳۵۷) و نيز دفاع مقدس هشت ساله را نفى ستم و ذلت پذيرى و حفظ و كسب و تثبيت عزت خواهى بدانيم، مى بينيم كه تاثير عزت و افتخار حسينى بر نهضت امام خمينى و نيز نظام اسلامى تا چه حد عميق است.
به تعبيرى: «پيروزى انقلاب اسلامى، دوام آن، محورهاى اصلى پيام هاى رهبر انقلاب، وصيت ها و توصيه هاى بنيانگذار جمهورى اسلامى بعد از پيروزى انقلاب، در جريان نهضت جهانى سالار شهيدان خلاصه مى شد.»
حاصل آن كه هم آثار تربيتى كلام خصوصا عزت طلبى و ذلت گريزى، به صورت مشخص در ميان ملت ما در دهه هاى اخير مشهود است و هم اين كه چگونه اين نهضت تا اين حد مى تواند موثر باشد را بايد به اصل شهادت و شيوه شهادت بازگرداند كه خود شهادت طلبى از عوامل و شاخصه هاى عزت طلبى است، زيرا فرد يا ملتى كه از مرگ نهراسد، آنگاه مى تواند در مقابل همه قلدرها «نه» بگويد و عزيز بماند.
۲) تربيت سياسى در نهضت كربلا:
چنانچه اشاره شد، در اقسام تربيت جمعى (تربيت اجتماعى، تربيت فرهنگى، تربيت اقتصادى و...)، براى رعايت حجم مقاله و اختصار، تنها به تربيت سياسى اشاره مى شود و حداقل پيام مقاله نافى ديدگاه آنانى است كه مدعى اند، دين براى سياست پيامى ندارد. اما چون «قول، فعل و تقرير معصوم حجيت دارد»و اگر امام حسين در سياست مداخله نموده و مربى سياسى بود، پس چگونه يك نفر شيعى مى تواند مدعى نفى ارتباط دين و سياست باشد؟ اما نكات قابل بحث در اين قسمت عبارتند از:
اول: جداى از اين كه از قيام عاشورا در بعد تربيت سياسى سخنى نرفته است، در جامعه بحث تربيت سياسى از سوى متوليان امر تعليم و تربيت مورد غفلت قرار گرفته و مثلا در وزارت آموزش و پرورش به عنوان متولى رسمى تربيت كودكان و نوجوانان، تربيت سياسى مغفول مانده است. همچنين تعريف تربيت سياسى نيز مورد تامل جدى قرار نگرفته است.
در اين نوشتار، مراد از تربيت سياسى آن است كه اگر در سياست، مشاركت و يا نظارت بر دولت، حكومت و قدرت سياسى موضوعيت دارد.
تربيت سياسى عبارت است از فعاليتى منظم و مستمر براى شكوفا نمودن استعدادهاى آدميان جهت توليد، كسب، حفظ و توزيع قدرت سياسى، دولت و حكومت و نيز نظارت بر آن.
دوم: ارزش كار تربيت در بعد سياسى در نهضت كربلا، آنجايى بيشتر نمايان مى شود كه بدانيم نظام حاكم عصر، به سركردگى يزيد، با انتخاب شيوه مستبدانه، حق گزينش و انتخاب را از افراد سلب نموده و آثار تربيتى نامطلوبى را بر جامعه به بار مى گذاشته و جامعه از تربيت صحيح و سالم و همه جانبه تهى بوده است.
براى مردم قدرت و جرات مقابله با سياست هاى حاكم وجود نداشت و هرگونه اعتراضى به شدت در نطفه خفه مى شد (شاهد آن قيام عبدالله زبير در مكه است). در چنين فضايى، امام حسين از روز اول در مقابل پيشنهاد بيعت حاكم مدينه «نه» گفت و ايستاد و تا آخر نيز سخنش و شيوه كارش، ايستادن در مقابل قدرت سياسى عصر بود.
اما اين كه آيا جنسيت (زن يا مرد بودن) در تربيت سياسى دخيل است يا نه؟ آيا زنان حق مشاركت در سياست را دارند، تا براى شيوه حضور و مديريت، تربيت شوند؟ بسيارى از متفكران بزرگ جهانى و ايرانى - اسلامى، به اين سوال پاسخ منفى داده اند. از فلاسفه يونان قديم، «ارسطو» دلاورى مرد را در فرمانروايى و دلاورى زن را در فرمانبردارى مى داند و يا «امام محمد غزالى» معتقد بود كه زنان حق اميرى، حكومت و قضاوت ندارند و...
اما در فرهنگ عاشورا و در سيره امام معصوم، حضور فعالانه زنان در مسايل سياسى و مداخله در رابطه با دولت و قدرت عصر پذيرفته شده و از اين رو اگر زنان بايد در عرصه سياسى حضور داشته باشند، تربيت سياسى آنان نيز ضرورت پيدا مى كند. امام حسين مى توانست از مدينه خارج شود، اعتراضش را در مكه به جهان اسلام اعلام كند، در راه كربلا در روز عاشورا به شهادت برسد، اما اهل بيتش را به همراه نداشته باشد. آيا اين پرسش در اذهان نمى جوشد كه چرا در اين مبارزه سياسى، امام حسين (ع) زن و فرزندان را با خود همراه نمود، با اين كه در هر زمان و مكان خطر آنها را تهديد مى كرد؟ اما تصميم امام و زنان همراه او، خلق نهضتى در كنار يكديگر بوده است.
از مشاركت زنان گاه در كنار مردان در روز عاشورا و سپس از پيام رسانى زنان در نهضت كربلا، در حد اين نوشتار نمى توان داد سخن داد، فقط بعضى از نكات قابل تاكيد اين بحث عبارتند از:
اول: مشاركت سياسى زنان در قريب چهارده قرن قبل در مبارزه و نهضت، بسيار پندآموز و درس آفرين است.
زيرا حتى در جهان غرب و مدعيان حقوق بشر، تنها از قرن ۲۰ است كه براى زنان سهم قابل توجه براى مشاركت سياسى (مثلا راى دادن) قايل شده اند.
دوم: مقاومت، پايدارى و استقامت زنان پس از آن حوادث سنگين و رفتار وحشيانه عمر سعد و لشكريانش، حكايت از تربيت سياسى بالاى آن زنان دارد. در اين فضا سخنرانى هاى حضرت زينب و گفت وگوى جسورانه و غيورانه اش با ابن زياد، همه حكايت از وجود مهارت ها و آمادگى هاى سياسى در خاندان اهل بيت دارد.
زيرا حتى اگر كسى خطيب توانايى نيز باشد، بايد شرايط روحى و جسمى خودش آماده و فضاى جمع و مستمعين نيز مناسب باشد تا او بتواند خوب سخن بگويد و حال آن كه زينب داغدار برادران و فرزندان و درگير مشكلات عديده در مقابل كسانى است كه براى ديدار اسرا آمده اند، چنان سخنرانى غرايى ايراد نمود كه فضا را مغلوبه نمود و يا در مناظره اى، ابن زياد را تحقير كرده و از حقانيت راه خود سخن گفت و اينها همگى حكايت از وجود تربيت سياسى عميق و روشنگرانه در ميان اين زنان دارد.
سوم: اگر در مباحث تربيتى، با اسوه و الگو مى توان بيشترين تاثير را گذاشت، زينب و ساير زنان حاضر در قيام عاشورا، الگوهاى مناسب و جامعى هستند براى زنان مسلمان شيعى براى مشاركت سياسى، حضور در عرصه هاى نهضت، سرزنده و بانشاط و هشيار بودن و از اوضاع تحليل سياسى مناسب داشتن.
* پیام های عاشورا